تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 569

مساهمون:

ص٥٦٩
- همانا ديده‌ام اسيرانى را كه با چشمان و لبان سياه ( كه علامت بزرگى است ) نزد ما آورند . - و ديده‌ام آتشى را كه منازل و كاخها را در كام خود فرومىبرد . - كسى كه مانند من باشد ، شب را جز اينكه امير يا اسير باشد روز نمىكند . - بزرگان ما از صدرنشينى يا گور يكى را بر مىگزينند . و چون در اثر زخم و جراحت سنگين ، از زندگى مأيوس گرديد ، در حال اسيرى به مادرش به عنوان تسليت بر مرگ خود ، نوشت : - مصيبتم بزرگ و عزايم زيباست ، و مىدانم به زودى خدا وضع آنان را دگرگون مىكند . - من در اين وقت صبح حالم خوب است ، و هنگامى كه تاريكى شب همه‌جا را فراگرفت ، اندوهگين مىشوم . - حالى كه در من مىبينيد ، اسيرى با من نكرده ، من خود پيوسته مجروح و دردمندم . - جراحتى كه مرهم‌گذار ، ترسان از آن مىگريزد و دردهايى كه ظاهرى و باطنى است . - و اسارتى كه سخت آن را تحمل مىكنم و در شبهاى تاريك ستارگان را كه به كندى مىروند ، مىنگرم ؛ همه‌چيز جز اينها درگذر است . - ساعات زودگذر ، بر من ديرپاى بود ، و هرچه در روزگار مرا بد آيد ، درازآهنگ باشد . - دوستان ، مرا به دست فراموشى سپردند ، مگر گروهى كه در آينده از من گسسته ، به ديگران خواهند پيوست . - كسانى كه بر عهد خود پايدار مانند ، هرچند در مقام ادعا بيشتر باشند ، در واقع تعدادشان كم است . - هرچه ديده‌ام را به اطراف مىگردانم ، جز دوستانى كه با آمدورفت نعمتها انعطاف‌پذيرند ، ديگر كس نمىبينم . - كار ما به جايى كشيده كه دوستى را كه تركمان گويد ، نيكوكار شماريم و دوستى را كه زيان نرساند ، مهربان ناميم .