- همانا ديدهام اسيرانى را كه با چشمان و لبان سياه ( كه علامت بزرگى است ) نزد ما آورند .
- و ديدهام آتشى را كه منازل و كاخها را در كام خود فرومىبرد .
- كسى كه مانند من باشد ، شب را جز اينكه امير يا اسير باشد روز نمىكند .
- بزرگان ما از صدرنشينى يا گور يكى را بر مىگزينند .
و چون در اثر زخم و جراحت سنگين ، از زندگى مأيوس گرديد ، در حال اسيرى به مادرش به عنوان تسليت بر مرگ خود ، نوشت :
- مصيبتم بزرگ و عزايم زيباست ، و مىدانم به زودى خدا وضع آنان را دگرگون مىكند .
- من در اين وقت صبح حالم خوب است ، و هنگامى كه تاريكى شب همهجا را فراگرفت ، اندوهگين مىشوم .
- حالى كه در من مىبينيد ، اسيرى با من نكرده ، من خود پيوسته مجروح و دردمندم .
- جراحتى كه مرهمگذار ، ترسان از آن مىگريزد و دردهايى كه ظاهرى و باطنى است .
- و اسارتى كه سخت آن را تحمل مىكنم و در شبهاى تاريك ستارگان را كه به كندى مىروند ، مىنگرم ؛ همهچيز جز اينها درگذر است .
- ساعات زودگذر ، بر من ديرپاى بود ، و هرچه در روزگار مرا بد آيد ، درازآهنگ باشد .
- دوستان ، مرا به دست فراموشى سپردند ، مگر گروهى كه در آينده از من گسسته ، به ديگران خواهند پيوست .
- كسانى كه بر عهد خود پايدار مانند ، هرچند در مقام ادعا بيشتر باشند ، در واقع تعدادشان كم است .
- هرچه ديدهام را به اطراف مىگردانم ، جز دوستانى كه با آمدورفت نعمتها انعطافپذيرند ، ديگر كس نمىبينم .
- كار ما به جايى كشيده كه دوستى را كه تركمان گويد ، نيكوكار شماريم و دوستى را كه زيان نرساند ، مهربان ناميم .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 569
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٦٩