- نه از ابو مسلم خراسانى « 1 » با وجود خيرخواهىاش نسبت به آنان گذشت كردند و نه هبيرى « 2 » را سوگند و پيمان از دست آنان نجات داد .
- نه در امان دادن به اهل موصل وفادار بودند و نه از گمراهى ، حلم و متانت نشان دادند . « 3 »
- به بنى عباس برسانيد كه ادعاى ملك و قدرت نكنند ، چه هرچند آنان به ظاهر مالكند ، اما مالك قومى از غير عربند .
- چه بسيار افتخاراتى كه در منازل شما صورت مىگيرد ، و ديگران آمر و حاكم آنهايند .
- كجا در افتخارات ، علمى براى شما افراشته شود ، و حال آنكه علمها بر مخالفت شما در اهتزاز است .
- اى مشروب فروشان ! از افتخاراتتان دم مزنيد ، در مقابل گروهى كه روز نبرد از خون خود مىگذرند .
- افتخارات را براى دانايان هنگام پرسش از آنها ، و براى عملكنندگان هنگام كار ، بگذاريد .
- آنان كه جز براى خدا ، خشم نمىگيرند و حكم خدا را هنگام داورى تباه نمىسازند .
- وقت سحر در خانههاشان ، به تلاوت قرآن پردازند و شما تار و موسيقى در خانههاتان نوازيد .
- آيا عليّه « 4 » از شما يا از آنهاست ؟ بزرگ خوانندگان ابراهيم از شما يا از آنهاست ؟
- وقتى آنها سورهاى از قرآن خوانند ، امام شما ابراهيم آوازهخوانى كند . شما بايد در برابر
هامش
( 1 ) . ابو مسلم خراسانى مؤسس دولت عباسى است كه منصور دوانيقى او را كشت .
( 2 ) . هبيرى ، يزيد بن عمر بن هبيره يكى از حكام بنىاميه است كه با بنى عباس جنگيد ، سفاح او را امان داد و با او عهد و پيمان بستند ، اما چون نزد منصور آمد ، جفاكارانه بر او تاختند و به سال 132 او را كشتند .
( 3 ) . آوردهاند كه سفاح برادر خود يحيى بن محمد بن على را بر موصل مأمور ساخت ، اهل موصل به مخالفت برخاستند ، وى آنان را امان داد و فرياد زد : هركس وارد مسجد شود در امان است و مردانى را بر در مسجد گمارد تا همهء مردم را كشتند و قتل فجيعى روى داد . مىگويند : يازده هزار كس از آنها كه مهر امان داشتند و بسيارى از آنان كه نداشتند ، كشته شدند ؛ زنان و كودكان بىگناه را تا سه روز فرمان كشتن داد و اين وقايع در سال 132 اتفاق افتاد .
( 4 ) . عليّه ، دخت مهدى پسر منصور است كه عود مىنواخت و برادرش ابراهيم مىخواند و مىنواخت .