تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
- بنىاميه با همهء ظلمهاى زيادشان كمتر از شما متعرض آنها شدند . - شما چه جفاهاى روشنى از نظر دين بر آنان وارد ساختيد و چه بسيار خونهاى پيامبرزادگان را كه ريختيد . - شما خود را پيروان او مىدانيد و دستهايتان به خون فرزندان پاكش آلوده است . - چه پندار دورى است روزى كه اخلاق و ملكات فاضله پايان پذيرد ، چه ديگر قرابت و خويشاوندى تأثير نخواهد كرد . - دوستى سلمان فارسى ، او را قريب مىسازد « 1 » و قرابت نوح با فرزندش را دشمنى از ميان برمىدارد . - اى كسى كه در كتمان زشتيهاى بنى عباس مىكوشى ، آيا بىوفايى رشيد نسبت به يحيى « 2 » قابل كتمان است ؟ - در مقايسهء اين دو عنصر ، رشيد كجا و موسى بن جعفر كجا ! مأمون شما كجا و رضا كجا ! اگر به انصاف داورى گردد . - زبيرى مزهء خلاف قسم عمل‌كردن را چشيد « 3 » و سخنان و تهمتها از پسر فاطمه برداشته شد . - بعد از بيعت با رضا ، به كشتنش پرداختند و هنوز نيمروزى راه نيافته ، گمراه شدند . - اى گروهى كه پس از سعادت ، به شقاوت افتاديد و اى گروهى كه پس از سلامت ، هلاكت يافتيد . - همانا بدرفتارى از شما نسبت به استخوانهاى خاك شده و كهنهء سرزمين كربلا سرزد . « 4 »
هامش
( 1 ) . اشاره است به حديث نبوى السلمان منّا اهل البيت . ( م ) ( 2 ) . مراد يحيى بن عبد اللّه بن حسن است كه در بلاد ديلم به سال 176 خروج كرده بود و رشيد او را امان داد و سپس دستگير كرد و به زندان فرستاد تا در زندان از دنيا رفت . ( 3 ) . زبيرى ، عبد اللّه بن مصعب بن زبير است كه با يحيى بن عبد اللّه بن حسن مباهله كرد و چون از نزد او به خانه آمد ، فرياد كرد : دلم دلم تا از درد شكم مرد . ( 4 ) . اشاره به رفتارى كه متوكل با قبر امام شهيد مرتكب شد .