تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 558

مساهمون:

ص٥٥٨
ويرانه‌هايى كه هنوز گذشت زمان محوشان نكرده ، بايستيد . - در خانه‌هاشان از فشردن شراب خبرى نيست و در خانه‌هاتان از زشتى پناهى نه . - براى همصحبتى از آن خنثى « 1 » و براى منادمت از بوزينه « 2 » و احشام خبرى نيست . - منزل آنها را بيت اللّه و ركن و پرده‌هاى آن ، و زمزم و صفا ، و حجر و حرم مكه تشكيل مىدهد . - هيچگونه سوگندى كه ما در قرآن شناسيم نيست ، مگر اينكه مقصود از آن قسم ، بىترديد آنان هستند .

پيرامون شعر

اين قصيده را چنان كه ياد كرديم 58 بيت در ديوان خطىاش همراه با شرح ابن خالويه ، نحوى معاصر او مىيابيد . ابن خالويه در خدمت بنى حمدان در حلب مىزيست و به سال 370 بدرود زندگى گفته است و علامه شيخ ابراهيم يحيى عاملى 54 بيت آن را تخميس كرده ، مخمسهايش در منن الرحمان : 1 / 143 آمده است ، و مطلعش اين است : - كجايند مردان ، براى جراحتى كه گذشت روزگار التيامش نبخشد و كجايند براى دردى كه درمان نپذيرد . - تا كى اى اقوام و ملل ! حقيقت از دست رفته و رشتهء دين گسسته است ؟ - رشتهء هدايت مردم گسست تا جايى كه نگهبانان نيكى ، بددهن‌ترين مردم شدند . - پس چگونه آنان را اگر بيداركننده‌اى ، بيدار مىكنى ، و حال آنكه مردم خفتگانند . اين قصيده را ، ابو المكارم محمد بن عبد الملك بن احمد بن هبة اللّه بن ابى جرادهء حلبى ( م 565 ) شرح كرده است و فرزند امير الحاج با شرح معروفش كه جداگانه چاپ شده و در حدايق الوردية خطى ، همه‌اش درج گرديده است ، آن را نيز شرح كرده ، چنان كه قاضى در مجالس المؤمنين 411 آن را ذكر كرده است و سيد ميرزا حسن زنوزى در رياض الجنة ، روضهء پنجم ، 60 بيت آن را نقل كرده و در شماره‌گذارى سيد محسن الامين عاملى 60
هامش
( 1 ) . مراد عبادة المخنث ، نديم متوكل است . ( 2 ) . گويند : بوزينه از آن زبيده بوده است .