- روز حسين سرشك مردم زمين ، بل اهل آسمان فروباريد .
- روز حسين درهاى عزت فروبسته آمد .
- اى كربلا ! تو از اندوه و بلا براى من سرشته شدهاى .
- چه بسيار چهرههاى شكوهمند كه در تو آرميدهاند .
- جانم به قربان آنكه آتش نبرد حق عليه باطل را گرم نگهداشته است .
- آنجا كه نيزهها در زرهها به اختران در آسمان مىمانست .
- او زرهء صبر را كه لباس بزرگى است ، برگزيد .
- و مناعت نفس شيران را به كار گرفت كه شيران را مناعتى صادق است .
- و به همراه گروهى تشنهلب با جوانمردى و لبتشنه زندگى را وداع كرد .
- گرچه او را از چشيدن آب ، منع كردند ، اما اميد است كه هرگز مزهء آب را نچشند .
- كيست كه لبتشنهء افتاده بر خاك را با خيمههاى سرنگون شدهاش ، يارى كند .
- كيست كه افتادهء عريان و بىكس را در بيابان بردارد .
- كيست كه يارى كند آن را كه حنوطش از خاك و غسلش از خون است .
- كيست كه فرزند فاطمه را كه از ديد دوستدارانش پنهان مانده ، يارى دهد .
و مؤيد آنچه دربارهء مذهب صنوبرى گفتيم ، ارتباط شديد بين او و كشاجم كه يقينا مذهب تشيع داشته ، مىباشد و برادرى آندو را چنان كه در شرححال كشاجم بيان خواهيم كرد ، نشان مىدهد .
كشاجم دوستى خود را نسبت به صنوبرى در اشعارى كه در مدح او گفته ، اظهار كرده است ، يكى بدين مطلع :
لى من ابى بكر اخى ثقة * لم استر بإحائه قط
و ديگرى بدينمطلع :
ألا ابلغ ابا بكر * مقالا من اخ برّ
صنوبرى در حلب ساكن بود و شعرش را در آنجا انشاد كرد و ابو الحسن محمد بن احمد بن جميع غسّانى بر طبق آنچه در انساب سمعانى است ، شعرش را روايت كرده و