تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
- دانه‌هايى كه حكايت از دوستى كند ، در غلافهايى از صدف نگهدارى شده و از غلافها سر بيرون كشيده است . - اين غلافها را تراوشاتى به خارج است ، مانند تراوش گواراى انگور و خرماى تازه . - چه خوب درختى است ، اين درخت كه مرا به عشق پدر و مادرم ، وادار به فداكارى مىكند . - پس سپاس خداى را از اين‌كه لقب حسنش برتر از نسب است . « 1 » اما تشيع او ، چيزى است كه اشعار نغزش از آن پر است ، چنان كه بر قسمتى از آنها واقف شديم و بر قسمت ديگر آن در زير واقف خواهيم شد . گذشته از اين ، يمانى در نسمة السحر تصريح به تشيعش كرده و ابن شهرآشوب او را از مديحه‌سرايان اهل بيت عليهم السّلام كه مشعر به تشيع اوست ، شمرده است . اما ادعاى صاحب نسمة السحر كه او شيعهء زيدى بوده و آن را از شعرش دريافته ، گمان مىكنم اظهارنظرى خالى از دليل باشد ، زيرا دليلى بر تأييد آن نياورده و شعرى كه او و ديگران ذكر كرده‌اند ، هيچگونه ظهورى بر ادعاى او ندارد . بنابراين ، ما در اينجا پاره‌اى از اشعار او را كه مذهبش را نشان مىدهد ، مىآوريم . وى در قصيده‌اى در مدح على امير المؤمنين عليه السّلام گويد : - او ، بىدروغ ، برادر و شخص محبوب من ، حبيب خدا بود ، و دو فرزندش ، فرزندان مصطفى آن بزرگمرد بااخلاص ، بوده‌اند . - او به هردو قبله نماز گزارد ، روزى كه مردم همه ، كوروكر بودند و از حقايق بىخبر . - كدام زن قابل مقايسه با همسر اوست ، و كدام دو سبطى را با دو سبط او مىتوان قياس كرد ؟ - روح دوستى ، در نورى ويژهء اوست ، و روح دشمنى ، ويژهء آتش و در مخالفت با اوست . - اين است مالك آتش كه فردا تصّرف در آن خواهد كرد و اوست رضوان بهشت كه رضوان فرشته به ملاقاتش آيد . - خورشيد به خاطر او در آسمان بازگشت تا نمازش را بدون عيب و نگرانى بگذارد . - آيا آنكه در جاى پيغمبر در مقام برادرى نشست مانند نشستن هارون در جاى موسى بن
هامش
( 1 ) . نهاية الارب ، نويرى : 11 / 98 .