عمران ، كسى غير از او بود ؟
- آيا او شافع فرشتهاى كه به اميد شفاعتش به شكل اژدها نزد او آمد ، نبود ؟
- پيامبر او را گفت : يا على ! شقىترين مردم ، وقتى نام شقاوت برده شود ، دو كساند :
- يكى عاقر ناقه صالح كه به عصيان صالح برخاست ، و ديگرى آنكه مرا ملاقات كند ، در حالى كه تو را عصيان كرده باشد .
- ريش تو اى ابو الحسن ! به خون سرت خضاب شده به رنگ سرخ شديد در خواهد آمد .
همو در رثاى امير المؤمنين و فرزندش سبط شهيد گويد :
- چه خوب دو شهيدى هستند ! خداى عرش و خلق جهان ، گواه من بر خوبى آندو شهيدند .
- كيست كه پيامبر مصطفى را در مورد آنها تسليت گويد و كيست كه از دورونزديك مايهء تسلى خاطرش گردد .
- كيست كه فاطمهء مصيبتديده را از شوهر و فرزندش خبر دهد و مصيبتهاى آندو را برايش بازگويد .
- آيا دانستند چه كس را در محراب عبادت كشتند و چه كس را در ميدان نبرد لبتشنه شهيد كردند ؟
- دو ستاره در زمين ، بلكه دو ماه ، يا بهتر بگويم ، دو خورشيد غروب كردند .
- دو بزرگوارى كه اگر براى جنگ ، با شمشير غلافشده ظاهر شوند ، خود نيز دو شمشيرند .
وى در رثاى امام شهيد عليه السّلام گويد : « 1 »
- اى آنكه در ميان همهء پيامبران ، بهتر از همه خلعت نبوت به قامت كردهاى !
- اندوه و گداز من بر دو سبط تو ، اندوه و گدازى پايانناپذير است .
- اين يكى كشتهء دست اشقيا ، و آن ديگر كشتهء زنازادگان است .
هامش
( 1 ) . المناقب ، ابن شهرآشوب : 2 / 232 .