تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 517

مساهمون:

ص٥١٧
عمران ، كسى غير از او بود ؟ - آيا او شافع فرشته‌اى كه به اميد شفاعتش به شكل اژدها نزد او آمد ، نبود ؟ - پيامبر او را گفت : يا على ! شقىترين مردم ، وقتى نام شقاوت برده شود ، دو كس‌اند : - يكى عاقر ناقه صالح كه به عصيان صالح برخاست ، و ديگرى آنكه مرا ملاقات كند ، در حالى كه تو را عصيان كرده باشد . - ريش تو اى ابو الحسن ! به خون سرت خضاب شده به رنگ سرخ شديد در خواهد آمد . همو در رثاى امير المؤمنين و فرزندش سبط شهيد گويد : - چه خوب دو شهيدى هستند ! خداى عرش و خلق جهان ، گواه من بر خوبى آن‌دو شهيدند . - كيست كه پيامبر مصطفى را در مورد آنها تسليت گويد و كيست كه از دورونزديك مايهء تسلى خاطرش گردد . - كيست كه فاطمهء مصيبت‌ديده را از شوهر و فرزندش خبر دهد و مصيبتهاى آن‌دو را برايش بازگويد . - آيا دانستند چه كس را در محراب عبادت كشتند و چه كس را در ميدان نبرد لب‌تشنه شهيد كردند ؟ - دو ستاره در زمين ، بلكه دو ماه ، يا بهتر بگويم ، دو خورشيد غروب كردند . - دو بزرگوارى كه اگر براى جنگ ، با شمشير غلاف‌شده ظاهر شوند ، خود نيز دو شمشيرند . وى در رثاى امام شهيد عليه السّلام گويد : « 1 » - اى آنكه در ميان همهء پيامبران ، بهتر از همه خلعت نبوت به قامت كرده‌اى ! - اندوه و گداز من بر دو سبط تو ، اندوه و گدازى پايان‌ناپذير است . - اين يكى كشتهء دست اشقيا ، و آن ديگر كشتهء زنازادگان است .
هامش
( 1 ) . المناقب ، ابن شهرآشوب : 2 / 232 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 517 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى