تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
- دو روز ، زندگى او را تشكيل مىدهد : روزى كه از قهر ، زمين را از خون دشمنان سيراب كند ، و روزى كه از مهر ، دوستان را اشباع سازد . - مردم همه ، به پاداش و كيفرش مىرسند ، و هركس به راهى كه مىرود ، نصيب خود را از آن‌دو دريافت مىكند . او را قصيده‌اى است كه صاحب الدر النظيم فى الائمة اللهاميم آن را نقل كرده است : - آيا كوه اضاخ همان كوهى است كه ما مىشناختيم ، چه خوب منزلگاه و استراحتگاهى براى شتران است . تا اينكه گويد : - ياد روز حسين در كربلا گوشم را برد ، و پردهء صماخى برايم باقى نگذاشت . - زنان حرم پيوسته صداى گريه و سوكشان شنيده مىشود ، و پىدرپى صداى شيون از آنان بلند است . - او را از آب فرات بازداشتند و خود آن آب زلال و خنك را دست به دست ، به‌هم تعارف كردند . - پدر و مادرم فداى عترت پيامبر باد ، و گوش معاندشان كر باد . - كسانى كه كودكان ، جوانان ، سالمندان و پيرانشان ، بهترين خلق خدايند . - در زمان خود صدر جايگاه افتخار و عزت را گرفتند ، و براى مردم ديگر جهان ، مانند مغز و لب هستند . - در وضعى كه از پاكدلى ديگران تأمينى نيست ، اينان همه پاكدلانند . - اينان در همان وقتى كه مردم از سهم آنان به غذاهاى بريان و پخته عادت كرده‌اند ، به گرسنگى خوگرفته‌اند . - اينان باسخاوت آفريده شده‌اند ، نه متظاهر به سخاوت و هيچگاه سخاوتمند ، مانند متظاهر به سخاوت نيست . - اينان اهل فضيلت هستند و فضيلت در ميان پير و جوانشان دست‌به‌دست مىگردد . - هركس در جامعه بدرخشد و بزرگى يابد ، به عشق آنان مىدرخشد و به بزرگى آنان به