بداند ، تنها يك نامه بيش نيست و در آن ذكرى از احكام نشده است كه اماميه بدان تمسك جويد . متن نامه به روايت شيخ در كتاب الغيبة چنين است :
على بن الحسين به املاى على بن جعفر ، براى شيخ ابو القاسم حسين بن روح نوشت كه از مولا صاحب الامر خواهش كند ، خداوند او را فرزندانى فقيه روزى كند و پاسخ آمد :
شما از اين زن صاحب فرزند نخواهى شد ، ولى كنيزى ديلمى به ملك تو مىآيد ، از او دو فرزند فقيه « 1 » نصيب تو خواهد شد .
آيا در اين نامه ، مطلبى وجود دارد كه مأخذ دينى باشد و يا مىتوان وظيفهاى را از آن گرفت ؟
اما نامههاى محمد بن عبد اللّه بن جعفر حميرى كه در دو كتاب : الغيبة و الاحتجاج يافت مىشود ، آنها جمعا چهار نامه است كه دو نامهء آن را شيخ در الغيبة آورده : يكى از آنها مشتمل بر نه مسئله است و ديگرى محتوى پانزده سؤال « 2 » ، و طبرسى در احتجاج دو دستخط ديگر به آنها افزوده است . چنانچه تهمتزننده مرد منصفى بود ، درك مىكرد كه نياوردن شيخ ، اين مسائل را در دو كتاب تهذيب و استبصار خود ، صرفا براى باطلكردن همين شبهه و گسيختن همين پندار بوده است .
اين مرد نمىدانسته كه كتاب احتجاج از تأليفات شيخ طوسى محمد بن حسن نيست ، بلكه از شيخ ابو منصور احمد بن على بن ابى طالب طبرسى مىباشد .
در آنجا كه گويد : اين توقيعها به عقيدهء آنان خطّ ائمه است . . . تا آخر ، جنايتى بزرگ را مرتكب شده و دست به مغلطه و فريبكارى عجيبى زده است ، زيرا بعد از اينكه ادعا كرده اينان توقيع را بر روايت مسند صحيح ، هنگام تعارض ، ترجيح مىدهند ، استدلال كرده به اينكه ابن مابويه در الفقه بعد از ذكر توقيعات وارد شده از ناحيهء مقدسه ، در باب مردى كه وصيت به شخص ديگر كند ، گويد : اين توقيع نزد من به خط ابو محمد بن حسن بن على است . . . تا آخر .
هامش
( 1 ) . براى او دو فرزند به نامهاى ابو جعفر محمد و ابو عبد اللّه حسين از ام ولد متولد گرديد .
( 2 ) . رك : الغيبة ، شيخ طوسى 244 - 250 .