داده است ، مانند اينكه آنان به اكثر اصحاب پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فحش مىدهند و جز تعداد كمى از آنها ، بقيه را محكوم به ارتداد مىدانند . ديگر آنكه معتقدند كه بر امامان وحى مىشود « 1 » و مرگ آنان به دست خودشان است . همچنين عقيده به تحريف قرآن و كم شدن آن ، دارند و مىگويند كه حجت منتظر هرگاه نامش در مجلسى برده شود ، او حاضر مىشود و بايد به احترام او ايستاد « 2 » ، و نيز بسيارى از ضروريات دين را منكرند . ( ص 64 ، 65 )
پاسخ : بلى ، شيعه همهء اصحاب را عادل نمىداند و دربارهء آنها چيزى جز آنچه در كتاب و سنت آمده است ، نمىگويد و ما به همين زودى در نقد كتاب الصراع بين الاسلام و الوثنية ، شما را بر آن واقف مىسازيم . اما ساير چيزهايى كه نسبت داده ، همهاش تعدى ، دروغ و بىاساس است . آنگاه سخنى زشت و كلامى كوبنده و نامأنوس در صفحهء 65 ، 66 به اين مضمون دارد :
آنچه سيد محسن امين دربارهء متعه سخن گفته ، براى اثبات گمراهى آنان كافى است و نزد آنان متعهء ديگرى به نام متعهء دوريه معمول است و در فضيلت آن چيزها مىگويند كه گروهى مردان از يك زن بهره برند ، به اينترتيب كه از صبح تا هنگام چاشت در متعهء شخصى باشد ، از هنگام چاشت تا ظهر در متعهء شخص ديگر ، از ظهر تا عصر در استمتاع سومى ، از عصر تا مغرب براى چهارمى ، از مغرب تا عشا براى پنجمى ، از عشا تا نصف شب براى ششمى و از نصف شب تا صبح براى هفتمين نفر . كسى كه اين نوع متعه را جايز دانسته ، جاى شگفتى نيست اگر چنين سخن گويد و نامش را الحصون المنيعة بگذارد . « 3 »
نسبت متعهء دوريه يا بگوييد فحشاى آشكار به شيعه ، تهمت بزرگى است كه لرزه بر
هامش
( 1 ) . بحث دربارهء نزول وحى بر ائمه در جلد پنجم همين كتاب خواهد آمد .
( 2 ) . ايستادن شيعه وقتى نام امام را مىبرند ، نه به خاطر حضور او در مجلس است ، چنان كه آلوسى پنداشته ، بلكه به خاطر روايتى است كه از امام صادق و امام رضا عليهما السّلام رسيده كه هنگام ذكر نام او حتى قبل از تولدش ، قيام مىكردند و اين عمل احترامى است براى او ، مانند قيام هنگام نام بردن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه نزد اهل سنت مستحب است . رك : السيرة الحلبية : 1 / 90 .
( 3 ) . بسط كلام دربارهء متعه يا ازدواج موقت را به خواست خدا به جلد ششم همين كتاب موكول مىكنيم .