2 - حلالكردن خمس براى شيعيان
اين عنوان را از كلينى در كافى : 1 / 425 و شيخ در تهذيب : 1 / 256 - 259 و استبصار :
2 / 33 - 36 مىيابيم و صدوق در من لا يحضره الفقيه : 2 / 14 آن را آورده و اين مسئله در وافى : 6 / 45 - 48 نيز عنوان شده است و از ادلهء آن موضوع مكاتبه دو امام : حضرت ابو الحسن رضا و حضرت ابو جعفر جواد عليهما السّلام آمده ، ولى هيچگونه سخن از توقيع امام حجت در بين نيست .
3 - پول خوانندهء زن
اين مسئله در كافى : 1 / 361 و در تهذيب : 2 / 107 و در استبصار : 2 / 36 عنوان شده و در من لا يحضره الفقيه : 3 / 53 يافت مىشود و همهء آنها در وافى : 10 / 32 ايراد گرديده ، ولى كمترين اشارهاى به توقيع امام منتظر در آنها ديده نمىشود .
بنابراين ، سخن آلوسى ما را به نقطهء مهمى توجه داد و سرّ مكتومى را بر ما آشكار ساخت و از اين حكمت پرده برداشت كه چرا بزرگان حديث از اينهمه احاديثى كه از امام منتظر ( عج ) صادر شده است ، صرفنظر كردهاند ، با وجود اينكه احاديث در برابر آنان و مقابل ديدگانشان بوده است . حقيقت اين است كه اگر در اين اصول مدونهء حديث چيزى از آنها ذكر مىشد ، باب ايراد و طعن به مذهب اماميه كاملا گشوده مىگرديد و زبان مفتريان و تهمتزنان به روى شيعه دراز مىشد و از ناحيهء آنان ياوهگويى و ژاژخايى رواج مىگرفت .
بنابراين ، بياييد با هم از اين مرد دربارهء اين همه اشارات و كنايههاى بدگويانه و نسبتهاى ساختگى و غرضجويانهاش بپرسيم و سؤال كنيم آيا چه موقع اماميه قسمت عمدهء مذهب خود را از اين نامهها و توقيعها گرفته و بدان گردن نهاده است ؟ آيا چه كسى از اماميه ، به اين مطلب اعتراف كرده است ؟ اين اعتراف در كجاست ؟ و در چه تأليفى است ؟ و نزد كدام راوى ، اين امر ثابت شده است ؟
صدوق چهموقع نامه و توقيع داشته ؟ و چه وقت آن را نوشته ؟ كجا آن را روايت كرده ؟ و چه كسى به او نسبت داده است ؟ اين مرد ندانسته است كه صاحب توقيع پدر