تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
ديگرى نامه‌هاى محمد بن عبد اللّه بن جعفر بن حسين بن جامع بن مالك حريرى ابو جعفر قمى است كه او با صاحب الامر مكاتبه كرده و دربارهء چند مسئلهء شرعى از او سؤالاتى پرسيده است . گويد : احمد بن حسين ما را گفت : من به اصل اين پرسشها دست يافتم و توقيعها را در بين سطرها ديدم ، اين پاسخها را محمد بن حسن طوسى در كتاب الغيبة و الاحتجاج نقل كرده است . اين توقيعها به عقيدهء آنان ، خط ائمه است كه در پاسخ سؤالات شيعيان نگاشته شده و آنها را بر رواياتى كه به اسناد صحيح نقل گرديده ، هنگام تعارض ترجيح مىدهند . اين مابويه در الفقه بعد از بيان توقعيات وارد شده از ناحيهء مقدسه ، در باب مردى كه وصيت به شخص ديگر كند ، گويد : اين توقيع نزد من به خط ابو محمد بن حسن بن على است و در كافى كلينى ، روايتى بر خلاف اين توقيع از صادق رسيده ، سپس گويد : من به آن حديث فتوا نمىدهم ، بلكه فتواى من بر وفق خط حسن بن على خواهد بود . ديگر : نامه‌هاى ابو العباس جعفر بن عبد اللّه بن جعفر حميرى قمى است . ديگر : نامه‌هاى برادرش حسين و نامه‌هاى برادرش احمد است . اين ابو العباس كتابى در اخبار روايت شده از او گردآورده و نامش را قرب الاسناد الى صاحب الامر نهاده است . ديگر : نامه‌هاى على بن سليمان بن حسين بن جهم بن بكير بن اعين ابو الحسن رازى است كه او نيز مدعى مكاتبه است و نامه‌هايى اظهار كرده است . اين بود برخى از مبانى احكام شيعه و معتقدات آنان و اين قطره‌اى از آن درياست كه مىتواند ادعاى رافضيان را در گرفتن دين خود از عترت نشان دهد . ( ص 58 ، 61 ) پاسخ : چه بسيار شايسته بود براى اين مرد كه جمال الدين قاسمى او را نهى كرد ، كتابش را به ديگرى ارائه دهد ، چنان كه شايسته بود محمد رشيد رضا به هرزحمتى بود از شيعه يا يكى از افراد منصف قومش مىخواست ، نوشته‌هايش را قبلا مطالعه كند ، زيرا اباطيلى كه در اين كتاب فراهم آورده ، كاشف سوءنيت اوست ، و به اعتبار او لطمه مىزند ، و بر هردانشمند اديبى مخفى نخواهد ماند ، و دامن تعصب نمىتواند آن را بپوشاند ، و