هرچند خوانندهاش باشرافت و آزادفكر باشد ، نخواهد توانست از آنها دفاع كند .
چگونه بر محقق مىتواند پوشيده بماند كه اماميه به نامهها و توقيعات صادر شده از جانب مهدى منتظر ( عج ) عمل نمىكنند ، و سخن اين مرد و هركس كه بر طريقهاش رود ، مانند سخن قصيمى در الصراع بين الاسلام و الوثنية ، كمترين راز پنهانى به جاى نمىگذارد كه شيعه بدانها تعبد نخواهد كرد ، چنان كه در كتب اربعه كه عمده مراجع شيعه در حديث مىباشد ، مؤلفانش ابو جعفر محمد بن يعقوب كلينى و ابو جعفر محمد بن على بن بابويه قمى و ابو جعفر محمد بن حسن طوسى هيچكدام نامهها و توقيعات صادر شده از ناحيهء مقدسه را نياوردهاند . اين براى بيدارى هرمحقق كافى است كه اين سه نفر از بزرگان اماميه آگاه بودهاند . كار اين نامهها از ناحيهء اخلالگران و فرصتطلبان به كجا منتهى مىشود كه انكار وجود حضرت حجت خواهند كرد .
ازاينرو ، گويا نهى شده بودند از اينكه آثار صادر شده از ناحيهء مقدسه را در تأليفاتشان درج كنند ، با اينكه آنان خود ، راويان و حاملان آنها براى امت بودهاند ، تا مذهب اهل البيت از طريق جعفرى صحيح به مذهب مهدوى تبديل نشود و مردان متعصب كوردل ، مجالى براى اين سخن نيابند كه بگويند مذهب اماميه از امام غايبى كه به گمان آنان وجود خارجى ندارد ، گرفته شده است و از نامههاى دروغين به پندار آنان پيروى مىشود و اين خود يكى از اسرار امامت است كه وثاقت و اعتماد به كتب اربعه را زياد مىكند .
اين بزرگمرد ، ثقة الاسلام كلينى ، با اينكه در محيط بغداد ميان او و سفراى چهارگانهء امام زمان ، حجت منتظر ، فاصلهاى نبوده و همه در يك شهر و يك زمان بودهاند و او در سال 323 در زمان غيبت صغرا وفات كرده ، كتابش را در خلال بيست سال تأليف مىكند ، در حالى كه اسمى از توقيعات امام منتظر در كتاب كافىاش كه مشتمل بر شانزده هزار و صد و نود و نه حديث است ، ديده نمىشود ، با اينكه بسيارى از اين توقيعات از طريق او نقل شده و در كتابش توقيعات و نامههاى ديگر ائمه اهل بيت عصمت عليهم السّلام را آورده است .
اين ابو جعفر ابن بابويه صدوق ، با وجودى كه تعدادى از توقيعات با عظمت را در
الغدير ( فارسى ) — صفحة 387
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٨٧