كسى مانند شيخ مفيد كه از اركان و اعلام دين و رهبران و انصار حق است . او كسى است كه مجد و عظمت علمى عراق را به دست خود بنياد نهاد ، و مردمش را بيدار كرد . او چه گناهى كرده ، جز اينكه واقعيتى را كه آلوسى منكر آن است ، شناخته و در پايگاه بلندى از علم و عمل قرار دارد كه هيچگاه آلوسى نتواند مقام او را دريابد .
كاش مأخذى را كه براساس آن تجويز كذب را به شيخ مفيد در كتابهاى او يا كتابهاى ديگرى براى يارى مذهب ، نسبت داده ، ارائه مىداد ، يا اظهار مىكرد كه در اسناد متصل ديگر كجا اين نسبت را ديده است ؟ تأليفات او كه از اين نسبت خالى است و هيچكس از علما چنين نسبتى را به او نداده است . پس اين نسبت نادرست است و يك مسلمان بىسواد مىداند كه هيچكس حق ندارد صفاى اسلامى را با نسبتهاى دروغين تيره سازد تا چه رسد به كسى كه ادعاى علم مىكند .
5 - تحت عنوان اماميه متعبد به نامههاى صادر شده از سوى مهدى منتظر هستند ، گويد : بلى اينان قسمت اعظم مذهب خود را از اين نامههاى دروغين گرفتهاند كه هيچ عاقلى ترديد ندارد . اينها افترا به خدا بستن است ، و شگفت آنكه رافضيان صاحب اين نامهها را كه بسيار دروغگو است ، صدوق ، يعنى بسيار راستگو ناميدهاند ، در حالى كه او از دين مبين به دور است .
او پندارد مسألهاى را كه در نامهاى نوشت و شب هنگام آن را در سوراخ درختى نهاد ، پاسخ آن را به گمانش مهدى صاحب الزمان خواهد نگاشت . اين نامهها را رافضيان نيرومندترين دلايل و موثقترين براهين خود مىدانند . بدا به حال آنان !
بدانكه اين نامهها فراوان است ، برخى از نامهها از على بن الحسين بن موسى بن مابويه قمى است كه او نامهاى به خط صاحب الامر در پاسخ سؤالش اظهار مىكرد به اين پندار كه او نويسندهء مخصوص ابو القاسم بن ابى الحسين بن روح يكى از نمايندگان صاحب الامر است و به دست على بن جعفر بن الاسود مىداد تا نامهء او را برساند به صاحب الامر ، يعنى مهدى و سپس نامهاى به پندار اينكه پاسخ صاحب الامر است ، به او برساند .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 385
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٨٥