تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 384

مساهمون:

ص٣٨٤
پاسخ : صاحب رقعه‌اى را كه او رقعهء دروغينش پنداشته ، على بن الحسين بن موسى بن بابويه « به دو باى منقوط ، نه مابويه » مىباشد و او صدوق اول ( م 329 ) است كه هفت يا نه سال قبل از تولد ابن المعلّم شيخ مفيد وفات يافته است . تولد شيخ مفيد در 336 يا 338 اتفاق افتاده و ممكن نيست شيخ مفيد از صدوق روايت كند . بلى او از فرزندش صدوق دوم ابو جعفر محمد بن على روايت كرده كه صاحب توقيع نيست . كاش من مىدانستم چه كسى آلوسى را خبردار كرده كه شيخ امت ، شيخ مفيد كه در رواق امامين جوادين مدفون است و داراى قبّه و مقام بلندى است ، از مسيلمهء كذّاب كه به خدا كافر است ، دروغگوتر مىباشد ؟ تا چند اين شخص بر اين نسبت دردناك زننده پرجرأت است ؟ چگونه به خود اجازهء اين بدگويى را مىدهد ؟ در صورتىكه يافعى شيخ مفيد را اين گونه معرفى مىكند : او دانشمند شيعه ، پيشواى رافضه ، صاحب تصانيف بسيار و بزرگ آنان ، معروف به شيخ مفيد و نيز به ابن المعلم مىباشد . در علم كلام و جدل و فقه سخت كاردان بود ، و با جلالت و عظمت در دولت بوبهيان با اهل هرعقيده‌اى ، بحث مىكرد . ابن ابى طىّ گويد : او را صدقات فراوان بود ، و سخت فروتن بود ، بسيار به نماز مىپرداخت ، روزه مىگرفت ، و لباس خش مىپوشيد . « 1 » ابن كثير هم گويد : در مجلس شيخ مفيد بسيارى از علماى طوايف ديگر حاضر مىشدند كه اين خود دليلى بود بر اينكه او نه‌تنها پيشواى اماميه است ، بلكه پيشواى همهء امّت اسلام است و بايد هركس عقيده به دين دارد ، در احترام و تعظيم او بكوشد . « 2 » آيا اين است مقتضى ادب علم و دين ؟ آيا در قانون شرع و اخلاق براى كوبيدن علما و آبروريزى و حملات ناجوانمردانه تا اين حدّ ، نسبت به آنان ، مجوّزى موجود است ؟ آيا در قانون اسلام اجازه هست مسلمانى را تا آنجا سقوط دهند كه در انظار از كافر هم پست‌تر جلوه كند ، هرچند خلاف و دشمنى فيما بين باشد ؟ تا چه رسد نسبت به
هامش
( 1 ) . مرآة الجنان : 3 / 28 . ( 2 ) . تاريخ ابن كثير : 12 / 15 .