تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
اما زيد شهيد كه قاتلش را و كسى را كه سر از تنش جدا ساخت ، شناختيم . « 1 » اما يحيى بن زيد را ، وليد بن يزيد بن عبد الملك در سال 125 كشت و قاتل يحيى ، سلم بن احوز هلالى بود . نصر بن سيار به سوى او لشكر كشيد و عيسى غلام عيسى بن سليمان عنزى به روى او ، تير گشود و جامه‌اش بربود . « 2 » حسن بن حسن مثنى را ، وليد بن عبد الملك به عاملش عثمان بن حيّان مرى نوشت : به حسن بن حسن بنگر و او را صد ضربه تازيانه بزن و يك روز او را در برابر مردم نگاه دار ، و ظاهرا هم او قاتلش بود . وقتى نامه‌اش رسيد ، براى جلب حسن ، كس فرستاد و چون او را آوردند ، وقتى بود كه مردم براى حل اختلافات خود حاضر بودند و على بن الحسين عليه السّلام او را كلمات فرج آموخته بود و در اثر همان كلمات خداوند نجاتش داد و رهايش كردند « 3 » ، آنگاه حسن از نيروى بنىاميه ترسيد و خود را پنهان كرد . همچنان مخفى ماند تا وقتى سليمان بن عبد الملك او را زهر داد و به سال 97 كشته شد . « 4 » عبد اللّه محض را منصور ، عبد اللّه المذلّه لقب داده بود و او را در هاشميه ، در زندانى كه با نوزده نفر از اولاد امام حسن عليه السّلام سه سال حبسش كرده بود ، به سال 145 كشت . رنگ صورت يكى از بنى حسن را تازيانه تغيير داده و خونش را جارى ساخته بود . يكى از دو چشم او بر اثر ضربهء تازيانه افتاده بود و هرچه آب خواست ، كسى او را آب نداد . در زندان را به روى آنان بستند تا جملگى مردند . « 5 » يعقوبى گويد كه آنان را به ديوارها ميخكوب ديدند . « 6 » محمد بن عبد اللّه نفس زكيّه را ، حميد بن قحطبه در سال 145 كشت و سرش را نزد عيسى بن موسى آورد و وى آن سر را نزد ابو جعفر منصور فرستاد و ابو جعفر منصور آن را در كوفه نصب كرد ، و به دور شهرها گردانيد . « 7 »
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 75 . ( 2 ) . تاريخ طبرى 8 ؛ مروج الذهب 2 ؛ تاريخ يعقوبى 3 . ( 3 ) . تاريخ ابن عساكر : 4 / 164 . ( 4 ) . الزينبيات . ( 5 ) . تاريخ طبرى : 9 / 196 ؛ تذكرهء سبط ابن جوزى 126 ؛ مقاتل الطالبيين ( چاپ ايران ) : 71 / 84 . ( 6 ) . تاريخ يعقوبى : 3 / 106 . ( 7 ) . تذكرهء سبط ابن جوزى 129 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 381 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى