بودند ، و ديگر كسانى كه بحث ما گنجايش پرداختن به نام آنان را ندارد ، گويد : اينان محبتشان را محدود كردهاند به عدهء قليلى از اهل بيت . هرفرقهاى از آنان تعدادى را دوست مىدارند و بقيه را لعن مىكنند . اين است محبت آنان نسبت به اهل بيت و اين است مودّت أقرباى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كه از آن سؤال خواهد شد . ( ص 52 - 54 )
پاسخ : اين است رشتهء اوهامى كه آلوسى آنها را حقايق پنداشته و خواسته است شهرت شيعه را بدان نازيبا و كريه جلوه دهد ، هرچند بر اثر نسبتهاى مجعولى باشد كه برخى از آنها از بن ، ساختگى و برخى ديگر ، دروغ محض است .
اما دربارهء زيد بن على شهيد ، و مقام قداستش نزد عموم شيعه ، ما حق سخن را ادا كرديم . « 1 »
اما دربارهء يحيى بن زيد ، آن شهيد فرزند شهيد بايد گفت كه هرگز هيچ شيعهاى او را دشمن نمىدارد و مقامش بس بلندمرتبه است . او يكى از قهرمانان مجاهد شيعه است .
او از پدر طاهرش روايت كرده كه امامان دوازده نفرند و يكايك آنان را نام برده و گفته است : اين پيمان معهودى است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به ما سپرده است . « 2 » او را شاعر اماميه ، دعبل خزاعى ، در تائيهء مشهورش ، رثا گفته و آن را بر امام على بن موسى الرضا عليه السّلام خوانده است .
از شيعيان كلمهاى مبنى بر تعريض او ، تا چه رسد به لعنش ، ديده نشده است . آخرين نظريهء شيعيان دربارهء او اين است كه او به امامت حضرت صادق عليه السّلام معتقد بود ، خوش عقيده و آگاه به امر تشيع بود ، و امام صادق عليه السّلام در سوك او گريه كرد و سخت محزون شد و بر او رحمت فرستاد ، سلام خدا بر او و بر روان پاكش باد . « 3 »
در اختيار هرمحققّى است كه محبت شيعه را نسبت به يحيى بن زيد از آنچه ابو الفرج بيان كرده است ، نتيجهگيرى كند . او گويد :
هنگامى كه يحيى بن زيد آزاد شد و زنجيرهايش را گشودند ، گروهى از توانگران
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 69 - 76 .
( 2 ) . مقتضب الاثر فى الائمة الاثنى عشر .
( 3 ) . زيد الشهيد 175 .