تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
ابو حسّان اسماء بن خارجهء فزارى او را به كوفه برد و معالجه كرد تا خوب شد ، آنگاه به اهل مدينه پيوست . « 1 » براى نشان دادن عقيدهء شيعيان دربارهء او سخن شيخ مفيد را از ارشاد بيان مىكنيم كه گفت : او بزرگوار ، رئيس قوم ، بافضيلت و پارسا بود و در زمان خود متصدى صدقات امير المؤمنين عليه السّلام گرديد ، و او را با حجاج داستانى است كه زبير بن به كار آورده است . علامهء حجت ، سيد محسن امين عاملى او را از شخصيتهاى شيعه نام برده و شرح‌حال مفصلى براى او ذكر كرده است « 2 » ، هرچند آلوسى در ردّ بر او نوشته است : اين سخن كه رافضيان عقيده به ارتداد او از دين اسلام دارند ، تهمتى بيش نيست كه جبين انسانيت از آن شرمگين است . اما دربارهء عبد اللّه محض پسر حسن مثنى بايد گفت كه بزرگ شيعه ، شيخ ابو جعفر طوسى در رجال خود او را از اصحاب امام صادق عليه السّلام برشمرده است و ابو داود نيز او را از اصحاب امام باقر عليه السّلام مىداند و جمال الدين مهنا گويد : او شبيه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ، و بزرگ بنى هاشم بود و بعد از پدرش ، حسن متصدى صدقات امير المؤمنين عليه السّلام گرديد . « 3 » احاديث هرچند در مدح و ذم او مختلف است ، ولى نظر نهايى شيعه را دربارهء او كه سيد بن طاوس برگزيده ، نشانهء صلاح و حسن عقيدهء او و دليل پذيرفتن اوست امامت امام صادق عليه السّلام را . « 4 » او از يك مأخذ صحيح ، كتابى از امام صادق عليه السّلام ياد كرده است كه در آن از عبد اللّه با تعبير عبد صالح ياد نموده و براى او و بنى اعمامش به پاداش نيك و سعادت دعا فرموده است ، سپس سيد بن طاوس گويد : اين امر نشان مىدهد كه از گروهى كه مورد حمله و اعتراض واقع شده‌اند ، عبد اللّه و اصحاب او از بنى حسن نزد امام صادق عليه السّلام معذور بوده و مورد مدح قرار گرفته و مظلوم قلمداد شده‌اند . و عارف به حق امام خود نيز بوده‌اند . اما اينكه در برخى از كتابها آمده است : آنان از ائمهء راستين جدا شده بودند ، اين نوشته‌ها بايد به تقيه حمل شود تا نهى
هامش
( 1 ) . ارشاد مفيد ؛ عمدة الطالب 86 . ( 2 ) . رك : اعيان الشيعة : 21 / 166 - 184 ( 3 ) . عمدة الطالب 87 . ( 4 ) . اقبال 51 .