تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 372

مساهمون:

ص٣٧٢
اين كسانى كه از حوادث ناگوار مسلمانان خرسند مىشوند ، چه كسانى هستند ؟ آيا اين عده در همين عراقند يا در قارهء ديگرى كه هنوز كشف نشده و عراق نام گرفته است ، زندگى مىكنند ؟ و عينا اين سؤال را دربارهء ايران بايد تكرار كرد . مسلمانان ساكن در اين دو مملكت و مستشرقان و جهانگردان و سفيران و كارگزارانى كه با اين دو مملكت مربوطند ، چرا از اين جشن و سرورها خبرى ندارند ؟ شيعيان عموما ، نفوس مسلمانان و خون و عرض و اموالشان را ، بدون فرق بين سنى و شيعه ، محترم مىشمارند و در رنجى كه به هريك از آنان وارد شود ، خود را نگران مىبينند . برادرى اسلامى كه در قرآن وارد شده است ، مقيد به تشيع نيست . نيز بايد از اين مرد پرسيد روزى را كه عيد مىگيرند ، چه روزى است ؟ و در چه ماهى واقع است ؟ و چه شهرى را براى آن آذين‌بندى كرده‌اند ؟ و چه مردمى به اين كارهاى زننده ، دست زده‌اند ؟ او براى اين سؤالات پاسخى ندارد ، مگر شبيه همان پاسخى كه صاحب رساله ، از جهانگرد سنى مجهول يا مبلغ مسيحى شنيده و بدان استناد جسته است . 3 - او تحت عنوان « دشمنى رافضيان نسبت به برخى از اهل بيت » گويد : رافضيان مانند يهود برخى از آيات خدا را مىپذيرند و برخى را نمىپذيرند ، تا آنجا كه گويد : نه‌تنها بسيارى از فرزندان فاطمه را دشمن مىدارند ، بلكه به آنان ناسزا هم مىگويند ، مانند زيد بن على بن الحسين و نيز فرزند زيد ، يحيى كه مورد بغض آنان است . و نيز ابراهيم و جعفر دو فرزند موسى كاظم كه دومى را به لقب كذّاب مىخوانند ، با اينكه او از اولياء بزرگ خداست است و ابو يزيد بسطامى از وى كسب فيض كرده است . آنان معتقدند كه حسن بن حسن مثنّى ، و فرزندش عبد اللّه محض ، و فرزند او محمد ملقب به نفس زكيّه همگى خداى ناكرده ، مرتد شده‌اند . و نيز همين را دربارهء ابراهيم بن عبد اللّه ، زكريا بن محمد باقر ، محمد بن عبد اللّه بن حسين بن حسن ، محمد بن قاسم بن حسن ، و يحيى بن عمر از اولاد زيد بن على بن الحسين ذكر كرده است . نيز دربارهء جماعت حسنىها و حسينىها كه قائل به امامت زيد بن على بن الحسين