جهاد با كسى كه با نواميسش بازى كند ، مقدساتش را سبك شمارد ، تعاليمش را دگرگون سازد ، و دستورات دينىاش را معطل بگذارد و ظاهرترين نمونهء اين مطالب كلى ، يزيد ستمگر و نابكار و ميگسار است كه به همين رذايل در عهد پدرش معرفى شده بود ، چنان كه وقتى معاويه خواست برايش بيعت بگيرد ، مولاى ما حسين عليه السّلام خطاب به معاويه فرمود :
مىخواهى مردم را دچار توهّم سازى ؟ گويا مرد ناپيدايى را توصيف مىكنى ؟ يا از غايبى سخن مىگويى ؟ يا از كسى خبر مىدهى كه از او خبر خصوصى دارى ؟ و حال آنكه يزيد خودش موقعيت رأى و فكرش را ارائه داده است . يزيد را به همان سنجشى برگير كه او خود را بدان سنجيده است . كار يزيد به جان هم انداختن سگها و كبوتران ، و مسابقهء با همجنسانشان ، و پرداختن به كنيزكان نوازنده و سرگرمى با انواع لهو و لعب مىباشد .
او در اين امور ترا ياور خوبى است ، نه در امر خلافت . تو اى معاويه ! چه بسيار بىنيازى از اينكه خداى را با بار سنگين اين خلق ، بيش از آنچه به دوش كشيدهاى ، ملاقات كنى . « 1 »
نيز امام عليه السّلام به معاويه فرمود : نادانىات ترا بسكه دنياى زودگذر را بر آيندهء درازمدت ترجيح دادى . معاويه گفت : اما اينكه گفتى ، تو شخصا بهتر از يزيد هستى ، به خدا سوگند ، يزيد براى امت محمد صلّى اللّه عليه و آله بهتر از تست .
حسين عليه السّلام گفت : اين تهمت است و باطل ، آيا يزيد شرابخوار و هوسران بهتر از من است ؟ « 2 »
در نامهء معتضد كه در عهد او ، مقابل اجتماع بزرگ مردم خوانده شد ، چنين آمده است : يكى از مطاعن معاويه ، مقدم داشتن ديگران بر دين خداست و دعوتكردن مردم به فرمانبردارى از فرزند متكبر و شرابخوارش يزيد كه كارش خروسبازى ، سگبازى و ميمونبازى بود ، و بيعت گرفتن از مسلمانان نيكسيرت براى او با قهر و غلبه ، و تهديد و
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة : 1 / 153 .
( 2 ) . همان : 1 / 155 .