بلى ، هرگاه خلافت به خاندانى محدود گردد كه مردم در عمل لياقت آنان را بنگرند ، در اين صورت ، طمع آنان را كه خارج از آن خانوادهاند ، قطع مىگردانند و توطئهء شورشيان و توطئهگران را ، به لحاظ نداشتن علت و موجباتى براى انقلاب و شورش ، محكوم و خنثى مىكنند ؛ در اينحال ، قطعا امت به خليفهاى كه واجد شرايط باشد ، تسليم مىگردد و عظمت مقامش بالا مىگيرد و امورش سامان مىپذيرد و اوامرش مطاع خواهد شد ، آنگاه به نبرد با پليديها بر خواهد خاست و هركار خير و صلاحى را گسترش مىدهد . در عين حال ، شيعه خلافت را به شرطى در آل على عليه السّلام محدود مىكند كه اطمينان به جريان قانون عصمت در رجال تعيين شده براى خلافت داشته باشد و به وسيله نصوص متواتر نبوى ، خلافت آنان قطعيت يافته باشد .
4 - گويد : به طور خلاصه حسين در قيامى كه كرد ، از آنجا كه براى امت موجبات تفرقه و اختلاف را باعث شد ، خطاى بزرگى را مرتكب گرديد و پايههاى استوار هميشگى امت را تا امروز متزلزل ساخت و مردم از آثار و نوشتههاى فراوانى كه دربارهء اين حادثه انتشار دادهاند ، قصدى جز آتشافروزى و فتنهانگيزى در ميان امت ندارند . نهايت چيزى كه مىتوان گفت ، اين است كه حسين امرى را مىطلبيد كه براى او فراهم نگرديد و وسايلش مهيّا نشد و ميان او و منظورش مانع ايجاد كردند و در آن راه نيز كشته شد . البته ، قبل از اين واقعه ، پدرش كشته شده بود ، ولى قلم نويسندگان براى او به كار نيفتاد ، و كسى نبود كه كشته شدن او را به زشتى ياد كند ، و آتش دشمنى را گداختهتر سازد . اينان نزد پروردگارشان رفتند تا به حساب آنچه كردهاند ، برسد ، و تاريخ از كار آنان اين عبرت را بگيرد كه هركس مىخواهد به كار بزرگى دست زند ، نبايد بدون تجهيزات طبيعى در آن راه گام بردارد ، و هيچگاه شمشير برنگيرد ، مگر آنكه نيرويى كافى يا نزديك بدان در اختيار داشته باشد ، چنان كه بايد عللى حقيقى براى قيامش كه به مصلحت امت منتهى شود ، وجود داشته باشد ، از قبيل ستمى آشكار و غير قابل تحمل براى خود ، يا ظلمى طاقتفرسا براى امت . اما حسين وقتى با يزيد به مخالفت برخاست كه مردم با او بيعت كرده بودند و هنوز از وى جور و ستمى ديده نشده بود . ( 2 / 129 - 130 )
الغدير ( فارسى ) — صفحة 359
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٣٥٩