رفتند و عدهاى ديگر نزد عباس ، و بنى هاشم و نزديكانشان مىگفتند : خلافت از آن امير المؤمنين عليه السّلام است .
اينها سؤالهاى جامع و فراوانى است كه خضرى نمىتواند آنها را پاسخ دهد ، مگر اينكه ادعا كند معاويه بيش از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به امت مهربان بوده است .
يزيدى كه در دوران شومش ، واقعهء كربلا اتفاق افتاد ، چه اختلافى را از ميان برداشت ؟ نهتنها دنبال واقعهء كربلا ، فاجعهء حره پديد آمد ، بلكه در پى آن ، جريان ابن زبير صورت گرفت و داستان خانهء معظم كعبه روى داد . اينها همه نتيجهء انتخاب يزيد ، و نتيجهء اين فكر فاسد بود ، در حالى كه در ميان اعتراضكنندگان به حكومت يزيد ، فرزند پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله حسين بزرگوار عليه السّلام و بقيهء فرزندان عبد مناف و عموم مهاجر و انصار مدينهء منوره بودند .
گذشته از اينها ، اگر معاويه در كار انتخاب خليفه چارهاى نداشت ، چرا يكى از صالحان صحابه را براى اين مقام انتخاب نكرد و چرا مقدم بر همهء صحابه ، فرزند پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله امام طاهرى را كه هيچكس به پايهء رأى صائب و علم و تقوا و شرافتش نمىرسيد ، انتخاب نكرد .
چگونه خضرى اظهارنظر مىكند كه اين انتخاب خيلى خوب و نيكو و درخور مصلحت امت بود ، و نمىگويد كه اين انتخاب ، ظلم و جنايت بر امت و اسلام و رسول ، و كتاب و سنّت بود ؟ و حال آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از سالها قبل به امت هشيار داده و گفته بود : اول كسى كه سنت مرا تحريف مىكند ، مردى از بنىاميه است « 1 » و گفتار ديگرش : اين دين پيوسته متعادل و در حد خود محفوظ خواهد ماند تا وقتى كه مردى از بنىاميه به نام يزيد در آن رخنه كند . « 2 »
ابن ابى شيبه و ابو يعلى حكايت كردهاند كه يزيد وقتى پدرش در شام حكمرانى
هامش
( 1 ) . الخصائص الكبرى : 2 / 139 ؛ تطهير الجنان 145 در حاشيهء الصواعق .
( 2 ) . همان منبع . مؤلف تطهير الجنان گويد : سند سلسله رجالش ، صحيح است ، جز اينكه گاهى منقطع شده است .