بود كه زياد با شمشير آختهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كار مىكرد . « 1 »
آنچه تاكنون اظهار گرديد ، از روى مماشات و همراهى با اهل سنت در موضوع آغاز اسلام آوردن امير المؤمنين عليه السّلام بود ، ولى ما معتقديم على عليه السّلام به آن معنى كه ابن كثير و قومش مىپندارند ، اول كسى نبود كه اسلام آورده باشد ، زيرا كسى كه آغاز به اسلام مىكند ، لازمهاش سابقهء كفر است ، ولى در چه وقت امير المؤمنين عليه السّلام كفر ورزيد تا پس از آن اسلام آورده باشد ؟ او در چه وقت براى خدا شريك قائل بود تا به او ايمان بياورد ؟
امير المؤمنين عليه السّلام نطفهاش بر دين حنيف و درخشان اسلام منعقد شد و در دامان مقام رسالت پرورش يافت و به دست پيامبر ، تغذيه نمود و از خوى پيامبر عظيم صلّى اللّه عليه و آله تأثير پذيرفت .
او پيوسته قبل از اينكه دعوت پيامبر عظيم صلّى اللّه عليه و آله به دين حنيف علنى گردد و بعد از آن ، مانند سايهاى دنبال پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بود و جز خواست او چيزى نمىخواست و هيچ انگيزهاى جز انگيزهء او در وى ديده نمىشد . چگونه مدعى مىتواند او را قبل از دعوت اسلام ، به كفر نسبت دهد ، و حال آنكه خود - هرچند صحت گفتارش بر ما مسلم نيست - مىگويد :
او وقتى در شكم مادرش بود ، مادر را از سجدهكردن در برابر بتها بازمىداشت . « 2 »
آخر چگونه ممكن است كه پيشواى امت در شكم مادر چنين رفتارى داشته باشد ، سپس خود در عالم تكليف به كفر آلوده شود ؟
اصولا آن بزرگوار در عالم جنين ، دوران شيرخوارگى و پس از آن در عهد كودكى ، جوانى ، بزرگى و روزگار خلافت ، در همهء احوال ، مؤمن به خدا بود .
- اگر ابو طالب و فرزندش نبودند ، دين شكل نمىگرفت و بر پاى خود نمىايستاد .
بنابراين ، ما معتقديم كه مقصود از اسلام و ايمان آوردن او و اوّل بودن آن حضرت در ايمان و اسلام و پيشى جستن در اقتدا به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و قبول اسلام ، همان است كه در قرآن كريم از ابراهيم خليل عليه السّلام نقل شده كه گفت :
وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُسْلِمِينَ
« 3 » ، و هم آنچه خداوند از
هامش
( 1 ) . شذرات الذهب : 1 / 308 .
( 2 ) . سيرهء حلبيه : 1 / 285 ؛ سيرهء زينى دحلان ؛ نور الابصار 76 ؛ نزهة المجالس : 2 / 210 .
( 3 ) . انعام 6 / 163 .