سالخورده مرد عاقل و هشيارى را بايد فراخواند ؟ آيا از اينكه رسول خدا دستش را در دست او مىگذارد و با او پيمان برادرى ، وصايت و خلافت مىبندد ، نمىفهميم كه او شايستگى اين مقام را داشته و به حدّ تكليف رسيده و توان تحمل دوستى خدا و دشمنى دشمنانش را دارد ؟ « 1 »
حاكم نيشابورى گويد : من در ميان تاريخنويسان اختلافى در اينكه على بن ابى طالب ، رضى اللّه عنه ، اولين مسلمان بوده است ، نمىبينم ، تنها اختلاف دربارهء سن بلوغ اوست . « 2 »
ابن عبد البر گويد : به اتفاق مسلمين ، خديجه اول كسى است كه به خدا و پيامبرش ايمان آورد و هرچه را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اظهار كرد ، بدان گرويد و سپس بعد از او على عليه السّلام اسلام آورد . « 3 »
مقريزى هم سخنى دارد كه خلاصهاش چنين است : اما على بن ابى طالب عليه السّلام ، هيچگاه براى خداوند شريك قائل نشد و از آنجا كه خدا براى او خير مقدر كرده بود ، او را در كفالت پسر عمش سرور پيمبران محمد صلّى اللّه عليه و آله قرار داد و هنگامى كه وحى بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نازل شد و خديجه را آگاه ساخت و او ايمان آورد ، تنها او و على بن ابى طالب عليه السّلام و زيد بن حارثه بودند كه با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز مىگزاردند .
تا آنجا كه گويد : على عليه السّلام ديگر نياز به دعوت نداشت و او ديگر مشرك نبود تا موحد گردد و بگويند مسلمان شد ، بلكه از همان وقتى كه خداوند بر پيامبرش وحى فرستاد و او در سن هفت يا هشت يا يازده سالگى بود ، با پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در منزلش به سر مىبرد و در ميان خانوادهاش مانند يكى از فرزندان او در تمام حالات از او پيروى مىكرد . « 4 »
موضوع اول بودن اسلام امير المؤمنين چيزى است كه در شعر بسيارى از شعراى گذشته ملاحظه مىشود ، مانند شعر مسلم بن وليد انصارى كه گويد :
- به ياد تيزى و برندگى شمشير رسول اللّه و شمشير اول كسى كه نماز خواند و روزه گرفت .
ابو الفلاح حنبلى در اينباره گويد : منظور على ، رضى اللّه عنه ، است ، زيرا او كسى
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 278 .
( 2 ) . المستدرك على الصحيحين 22 . نيز رك : المعرفة 22 .
( 3 ) . الاستيعاب : 2 / 457 .
( 4 ) . الامتاع 16 .