مأمون : آيا بهترين اعمال پيشى جستن در قبول اسلام نبود ؟
اسحاق : چرا .
مأمون : اين مطلب را از قرآن بخوان ، آنجا كه گويد :
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ
« 1 » ؛ مقصود از اينان كسانى هستند كه سبقت در قبول اسلام گرفتهاند ، آيا تو كسى را كه در قبول اسلام از على پيشى گرفته باشد ، مىشناسى ؟
اسحاق : يا امير المؤمنين ! على وقتى اسلام آورد ، سنش كم بود و به حدّ بلوغ نرسيده بود تا اسلامش سند فضيلت باشد ، ولى ابو بكر در سن بلوغ اسلام آورد و مىتوان اسلام او را سند فضيلتش گرفت .
مأمون : قبل از بحث در سن كودكى و سن بلوغ ، كداميك از اين دو زودتر اسلام آوردند ؟
اسحاق : بدون قيد تكليف اگر باشد ، على اول اسلام آورد .
مأمون : وقتى على اسلام آورد ، آيا از روى دعوت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بود ، يا از جانب خدا به او الهام شد ؟
اسحاق در پاسخ اين سؤال فروماند و سكوت اختيار كرد .
مأمون : نمىتوانى بگويى الهام از جانب خدا بود ، زيرا اگر چنين گفتى ، او را بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مقدم داشتهاى ، در حالى كه خود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله تا وقتى فرشتهء وحى بر او نازل نشده بود اسلام را نمىشناخت .
اسحاق : بلى ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله او را به اسلام دعوت كرد .
مأمون : آيا پيشنهاد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در مورد پذيرفتن دعوت اسلام نسبت به كودكى نابالغ به امر خدا بود ، يا اين دعوت از جانب خود پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به او تحميل گرديد ؟
اسحاق بار ديگر سكوت كرد و سر به زير انداخت .
مأمون : مگر نه اين است كه خدا مىگويد :
وَ ما أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِينَ .
« 2 » بنابراين ، چون رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از جانب خود به كسى تحميل تكليف نمىكند ، تو نيز از دادن چنين نسبتى خوددارى كن .
هامش
( 1 ) . واقعة 56 / 10 ، 11 .
( 2 ) . ص 38 / 86 .