مزبور از جهت دلالت و قوّت صحيح است و غايت نظر محدث نيز همين است . « 1 »
وى نيز بعد از جمع ميان دو قضيّه گويد : و با اين وجه جمع ، معلوم شد كه هيچگونه تعارضى در ميان نيست ، پس چگونه مىتوان به مجرّد اين پندار ، نسبت جعل به احاديث صحيح داد . اگر اين كار در احاديث صحيح ، فتح باب شود ، بايد خطّ بطلان بر بسيارى از احاديث صحيح كشيد ، و اين عملى است كه خدا و مؤمنان آن را نپسندند . « 2 »
امّا حديث خلّه و خوخه [ دوستى و دريچه ] كه صحيحش پنداشتهاند ، بايد دانست كه در مقابل حديث سدّ ابواب جعل شده است ، چنان كه ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه :
3 / 17 گويد : حديث سدّ ابواب [ بستن درها ] براى على بوده است ، اما طرفداران ابو بكر آن را براى ابو بكر جعل كردهاند و علايم و آثار جعل در آن بر اشخاص محقّق پوشيده نيست ، از قبيل :
1 - كسى كه مجموع اين احاديث را بررسى كند ، متوجّه يك واقعيّت مىشود كه غرض از آن بستن درهاى رفتوآمد خانه به مسجد ، براى تطهير مسجد از آلودگيهاى ظاهرى و معنوى بوده است . هيچكس نبايد با حال جنابت از آن بگذرد و در مسجد كسى نبايد خود را جنب سازد . امّا اينكه در خانهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و در خانهء امير المؤمنين عليه السّلام بايد به حال خود بماند ، علّتش طهارت آندو از هرپليدى و آلودگى است و آيهء تطهير گواه صريح آن است ، تا جايى كه جنابت در آنها آنگونه خباثت و آلودگى معنوى را كه در ديگران پديد مىآورد ، ايجاد نمىكند ، چنان كه اين مطلب را از تشبيه به مسجد موسى كه از خدا خواسته است تا آن را براى هارون و ذريّهاش پاك كند ، مىتوان فهميد ، يا از آنجا كه خدا او را امر كرده است مسجد پاكى بنا كند كه هيچكس جز او و هارون در آن ساكن نشوند . البته ، مراد او تنها تطهير مسجد از آلودگيهاى نجاست نيست ، زيرا اين حكم مختص آن مسجد نمىباشد و بر هرمسجدى صادق است .
براى اطّلاع و اطمينان بيشتر بر آنچه گفتيم ، به احاديث باب ، آنجا كه مىگويد :
هامش
( 1 ) . همان 19 .
( 2 ) . همان .