تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
جصّاص اين حديث را به اسناد خود نقل كرده ، سپس گويد : در اين حديث پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عبور از مسجد را همانند نشستن در آن ممنوع فرموده است و اين امر به عنوان امتيازى براى على ، رضى اللّه عنه ، صحيح است ، و گفتار راوى ( به خاطر اينكه خانه‌اش در مسجد بود ) پندارى بيش نيست ، زيرا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در حديث نخست دستور داد درهاى خانه‌هايى را كه براى رفت‌وآمد به مسجد گشوده بودند ، همه را به خارج آن بگردانند و بدين‌سبب كه در خانه‌ها به مسجد باز بوده است ، به آنها اجازهء رفت‌وآمد به مسجد را نداد . اين خصوصيّت تنها براى على ، رضى اللّه عنه ، بوده است ، نه از براى ديگران ، چنان كه از ميان شهدا جعفر را به داشتن دو بال در بهشت اختصاص داد و حنظله را كه در حال جنابت شهيد شده بود ، غسيل الملائكه نام گرفت و دحيّهء كلبى اين امتياز را داشت كه جبرئيل به شكل او بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل مىشد و زبير كه از آزار شپش شكوه مىكرد ، اجازهء پوشش ابريشم را دريافت كرد . به اين‌ترتيب ، معلوم شد كه غير از على عليه السّلام ديگران از رفت‌وآمد و مكث در مسجد ممنوعند . جان سخن و غرض از ايراد اينها همه اين است كه برجاى گذاشتن اين در ، و اجازهء رفت‌وآمد ، به همان شكلى كه براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مجاز بود ، از خصوصيّات مترتّب بر نزول آيهء تطهير است كه هرگونه پليدى را از آنان نفى كرده است . گواه اين امر ، حديث احتجاج روز شورا است كه در آن امير المؤمنين عليه السّلام مىگويد : آيا در ميان شما كسى جز من هست كه كتاب خداى او را تطهير كرده باشد ؟ تا آنجا كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درهاى همهء مهاجران را ببندد و در خانهء مرا به مسجد بگشايد ، تا جايى كه عموهاى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، حمزه و عبّاس ، برخيزند و بگويند : يا رسول اللّه ! درهاى ما را بستى و در خانهء على را گشودى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من در او را نگشودم و درهاى شما را نبستم ، بلكه خدا در او را گشود و درهاى شما را بست . همه در پاسخ على عليه السّلام گفتند : نه . و ابو بكر از مصاديق آيهء تطهير نبود تا براى او درى يا دريچه‌اى گشوده شود . از اين
هامش
- روايت القول المسدّد ابن حجر 19 نقل كرده‌اند و ابن حجر گويد : حديثى مرسل و قوى است و نيز آن را در تفسير زمخشرى : 1 / 366 ؛ فتح البارى : 7 / 12 و نزل الابرار 37 مىتوان يافت .