21 - امير المؤمنين عليه السّلام گويد : هنگامى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور بستن درهايى را كه به مسجد رفتوآمد مىشد ، صادر فرمود ، حمزه در حالى كه قطيفهء قرمزش بر زمين كشيده مىشد ، با چشمان اشكآلود بيرون شد . پيامبر فرمود : اين من نبودم كه شما را بيرون و او را ساكن كردم . خدا او را ساكن ساخت . حافظ ابو نعيم در فضائل الصحابة آن را نقل كرده است .
22 - امير المؤمنين عليه السّلام گويد : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دست مرا گرفته ، گفت : موسى از پروردگارش خواست كه هارون مسجدش را پاك كند و من از خداى خود خواستم كه مسجدم را به تو و ذرّيّهات تطهير نمايد . آنگاه كسى را به سوى ابو بكر فرستاد كه در خانه را مسدود كن . او در آغاز انّا للّه و انّا اليه راجعون گفت و سپس اظهار اطاعت كرد و در خانهاش را مسدود كرد . آنگاه نزد عمر كس فرستاد و سپس به سوى عباس . آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من درهاى شما را نبستم و در على را نگشودم ، بلكه خدا در خانهء على را گشود و درهاى شما را مسدود كرد . حافظ بزّار اينروايت را نقل كرده است . « 1 »
23 - امير المؤمنين عليه السّلام گويد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : برو دستور بده درهاى آنان را مسدود سازند . من رفتم و به آنها گفتم . آنها دستور را عمل كردند ، مگر حمزه . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به حمزه بگو در خانهاش را تغيير دهد . گفتم : رسول خدا شما را امر مىكند در خانه را تغيير دهيد . او در خانه را تغيير داد و من به سوى پيامبر بازگشتم . او به نماز ايستاده بود . كه مرا گفت : به خانهات بازگرد .
اين حديث را بزّار به اسنادى كه رجالش همه مورد وثوقند ، نقل كرده است و هيثمى در مجمع الزوائد : 9 / 115 ؛ سيوطى در جمع الجوامع طبق روايت كنز العمّال : 6 / 408 و حلبى در السيرة الحلبية : 3 / 374 نيز آن را روايت كردهاند ، و سيوطى به خاطر حبّة العرنى آن را تضعيف نموده كه در همين كتاب از وثاقتش سخن رفت . « 2 »
شما بر اينروايات آگاه شديد و متوجّه گرديديد كه پيشوايان حديث با اين طرق كه
هامش
( 1 ) . رك : مجمع الزوائد : 9 / 115 ؛ كنز العمّال : 6 / 408 ؛ السّيرة الحلبيّة : 3 / 374 .
( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 24 .