الحلبية : 3 / 374 و بدخشى در نزل الابرار 35 آن را روايت كردهاند .
15 - سعد بن ابى وقّاص گويد : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله ما را به بستن درهايى كه به مسجد گشوده مىشد و رهاكردن در على ، امر فرمود .
حديث نامبرده را احمد نقل كرده است « 1 » و ابن حجر گويد : احمد و نسائى آن را نقل كردهاند و اسنادش قوى است . « 2 » عينى هم آن را ذكر كرده و اسنادش را قوى دانسته است . « 3 »
16 - سعد بن ابى وقّاص گويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درهاى مسجد را بست و در على را گشود .
مردم در اينباره به سخن آمدند ، پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من آن را نگشودم ، بلكه خدا گشود .
ابو يعلى آن را نقل كرده ، گويد : موسى بن محمّد بن حسّان حديث كرده است از محمّد بن اسماعيل بن جعفر بن طحّان و او از غسّان بن بسر كاهلى ، از مسلم ، از خيثمه ، از سعد . ابن كثير هم اين حديث را در تاريخ خود بدون خدشه در سند آورده است . « 4 »
17 - حارث بن مالك گويد : به مكّه آمدم و سعد بن ابى وقّاص را ملاقات كرده ، گفتم :
آيا شما منقبتى دربارهء على شنيدهاى ؟ گفت : ما با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بوديم كه شبانه بر ما ندا آمد :
ليخرج من فى المسجد الا آل رسول اللّه : جز آل پيامبر ، هركس كه در مسجد است ، بايد بيرون شود .
هنگام صبح عمويش آمد و گفت : يا رسول اللّه ! اصحاب و عموهايت را بيرون مىكنى و اين نوجوان را سكونت مىدهى ؟ پيامبر گفت : اين من نبودم كه اخراج شما و اسكان اين نوجوان را فرمان دادم ، خدا بدان فرمان داده است . « 5 »
نسائى اين حديث را آورده و به اسناد ديگر از او چنين روايت كرده است : عبّاس نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و گفت : درهاى ما را جز در خانهء على بستى ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : من نگشودم و نبستم .
18 - سعد بن ابى وقّاص گويد : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمان بستن درها ، جز در على را صادر
هامش
( 1 ) . رك : مسند احمد بن حنبل : 1 / 175 .
( 2 ) . فتح البارى : 7 / 11 .
( 3 ) . رك : عمدة القارى : 7 / 592 .
( 4 ) . رك : تاريخ الشام : 7 / 342 .
( 5 ) . خصائص نسائى 13 .