11 - سعد بن مالك ابو سعيد خدرى گويد : سه چيز به على بن ابى طالب داده شد كه يكى از آنها را اگر به من مىدادند ، از دنيا و هرچه در آن است مرا بهتر مىبود . نخست آنكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز غدير خم بعد از حمد و ثنا او را به ولايت برگزيد و دو ديگر آنكه در روز خيبر او را در حالى كه چشمانش درد مىكرد و جايى را نمىديد ، آوردند و پرچم را به دو داد و سه ديگر آنكه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله عمويش عبّاس و ديگران را از مسجد بيرون كرد . عبّاس او را گفت : ما را از مسجد بيرون مىكنى ، با اينكه ما بستگان مدافع تو و عموهاى توايم و على را ساكن مىكنى ؟ فرمود : من شما را خارج ، و على را ساكن نكردم ، بلكه خدا شما را خارج ، و او را ساكن كرد . « 1 »
12 - ابو حازم اشجعى گويد كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گفت : خداوند موسى را امر كرد تا مسجدى پاك بسازد كه هيچكس جز او و هارون در آن سكونت نكند و خداى مرا فرمان داد تا مسجدى پاك بنا كنم كه هيچكس جز من و على و فرزندانش در آن سكونت نكند . « 2 »
13 - جابر بن عبد اللّه گويد : شنيدم كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگفت : سدوا الابواب كلها الا باب على : همهء درها را ببنديد مگر در على را . و با انگشت خود به در خانهء على اشاره فرمود . « 3 »
14 - جابر بن سمره گويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد كه همهء درهاى مسجد را غير از در على بربندند ، عبّاس گفت : يا رسول اللّه ! به اندازهاى كه من تنها داخل و خارج شوم بگذاريد باز باشد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : من اينها را دستور ندادم ، آنگاه درها را بست مگر در على را . او گويد : و گاهى على با حال جنابت از آن مىگذشت .
اين حديث را حافظ طبرانى در الكبير از ابراهيم بن نائلهء اصفهانى ، از اسماعيل بن عمرو بجلى ، از ناصح ، از سماك بن حرب ، از جابر نقل كرده است و اسنادش اگر به خاطر ناصح صحيح نباشد ، حسن است . همچنين هيثمى در مجمع الزّوائد : 9 / 115 ؛ ابن حجر در القول المسدّد 18 و فتح البارى : 7 / 12 ؛ قسطلانى در ارشاد السارى : 6 / 81 ؛ حلبى در السيرة
هامش
( 1 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 117 .
( 2 ) . الخصائص الكبرى ، سيوطى : 2 / 243 .
( 3 ) . اين حديث را خطيب بغدادى در تاريخ خود : 7 / 205 ؛ ابن عساكر در تاريخ خود ؛ كنجى در الكفاية 87 و سيوطى در جمع الجوامع مطابق با ترتيب او : 6 / 398 نقل كردهاند .