كتاب « 1 » بيان شد و مقصود ابن الحصار كه گويد : از هرسورهء مكّى يا مدنى آياتى مستثنا مىباشد ، همين است . « 2 »
ثانيا : مطمئنترين راه براى اينكه بدانيم سورهاى مكّى يا مدنى است ، مراجعه به روايات فراوانى است كه شأن نزول آن به اسناد مستفيض و متعدّد رسيده است ، نه استناد به سخنان بىمدرك و بدون سند . ما در همين كتاب « 3 » به بخش مهمّى از كسانى كه اين حديث را نقل كرده و در برابر آن پذيرش خود را اعلام نمودهاند ، اشاره كردهايم تا ثابت كنيم كه اين از دروغهاى رافضيان نيست و دليل بر نادانى ناقلش نمىشود و از اين بابت نمىتوان به دانشمند بزرگ ما علّامه حلّى ، و پيروانش حمله كرد ، و اگر در نقل اين حديث در ذيل آيه ايرادى وجود دارد ، علّامهء حلّى و بزرگان اهل سنّت ، در اينباره يكسانند .
ثالثا : عقيده به مكّى بودن سورهء هل اتى نهتنها مورد اتّفاق همهء علما نيست ، بلكه اكثريّتشان بنا بر نقل خازن از مجاهد و قتاده و جمهور ، بر خلاف آن نظر مىدهند . « 4 »
ابو جعفر نحّاس در كتاب خود النّاسخ و المنسوخ از طريق حافظ ابو حاتم ، از مجاهد ، از ابن عبّاس حديثى دربارهء تفكيك آيات مدنى از مكّى قرآن آورده است كه در آن گويد :
از المدّثّر تا آخر قرآن مگر
« إِذا زُلْزِلَتِ » ،
« إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ » ،
« قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » ،
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ »
و
« قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ » ،
همه در مدينه نازل شدهاند و در ميان اينها سورهء
« هَلْ أَتى »
نيز مىباشد . همچنين سيوطى پس از نقل حديث گويد : اينچنين بتفصيل روايت كردهاند و اسنادش بسيار خوب و رجالش همه مورد وثوق و از علماى مشهور عربند . « 5 »
حافظ بيهقى در دلائل النّبوّة به اسنادش از عكرمه ، و حسين بن ابى الحسن حديثى در مكّى و مدنى بودن سورهها آوردهاند كه در آن يكى از سورههاى مدنى را ، سورهء هل اتى
هامش
( 1 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 255 - 258 .
( 2 ) . الاتقان : 1 / 23 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 3 / 100 - 104 .
( 4 ) . تفسير خازن : 4 / 356 .
( 5 ) . الاتقان : 1 / 15 .