است . « 1 »
2 - ابو الحسن شاذان فضيلى رسالهاى در طرق حديث دارد كه قسمتى از آن را حافظ سيوطى در لئالى آورده و گفته است : او طرق حديث را به اسناد فراوان نقل كرده و به بهترين وجهى صحّت آن را اثبات كرده و با ابن جوزى دربارهء برخى از رجال سندش كه آنان را جرح مىكرده ، درآويخته است . « 2 »
3 - حافظ ابو الفتح محمّد بن حسين ازدى موصلى كتابى ويژهء ردّ الشّمس نگاشته و حافظ كنجى در الكفاية از آن ياد كرده است .
4 - ابو القاسم حاكم بن حدّاد حسكانى نيشابورى حنفى كه شرح حالش در همين كتاب گذشت « 3 » ، رسالهاى به نام مسألة فى تصحيح ردّ الشّمس و ترغيم النّواصب الشّمس دارد . قسمتى از آن را ابن كثير در البداية و النّهاية : 6 / 80 آورده و ذهبى آن را در تذكرهء خود : 3 / 368 نقل كرده است .
5 - ابو عبد اللّه جعل ، حسين بن على بصرى بغدادى ( م 399 ) كه فقيهى است متكلّم ، كتابى دارد به نام جواز ردّ الشّمس كه ابن شهرآشوب از آن ياد كرده است .
6 - اخطب خوارزم ، ابو المؤيّد موفّق بن احمد ( م 568 ) كه در جلد چهارم متن اين كتاب شرح حالش مىآيد ، كتابى دارد به نام ردّ الشّمس لأمير المؤمنين كه معاصرش ابن شهرآشوب از آن ياد كرده است .
7 - ابو علىّ شّريف محمّد بن اسعد بن علىّ بن معمّر حسنى نقيب و نسبشناس ( م 588 ) يك جلد كتاب به نام فى جمع طرق حديث ردّ الشّمس لعلّى دارد كه در آن به نقل احاديث غريب پرداخته است . « 4 »
8 - ابو عبد اللّه محمّد بن يوسف دمشقى صالحى ، شاگرد ابن جوزى ( م 597 ) كتابى به نام مزيل اللّبس عن حديث ردّ الشمس دارد كه برهان الدّين كورانى مدنى در كتاب الامم لا يقاظ الهمم 63 از آن ياد كرده است و ما عين عباراتش را در آينده بيان خواهيم كرد .
هامش
( 1 ) . المناقب : 1 / 458 .
( 2 ) . اللئالى المصنوعة : 2 / 175 .
( 3 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 112 .
( 4 ) . لسان الميزان : 5 / 76 .