گفته است : اين دو حديث هردو ثابت ، و راويان آن مورد وثوقند . « 1 »
تصديق به صحّت حديث و قاطعيّت آن از ابو جعفر طحاوى در كتب قوم مانند شفاء قاضى و ديگران به تواتر رسيده است و ما به زودى به تصريحات آنان مىپردازيم ، ولى دست امين چاپ كه بايد وديعههاى اسلامى را حفظ كند ، آن را از كتاب مشكل الآثار تحريف كرده است ، بايد گفت زندهباد امانت !
6 - حافظ ابو جعفر محمّد بن عمرو عقيلى ( م 322 ) كه شرح احوالش گذشت . « 2 »
7 - حافظ ابو القاسم طبرانى ( م 360 ) كه شرح حالش گذشت « 3 » ، در كتاب المعجم الكبير حديث را نقل كرده است .
8 - حاكم ابو حفص عمر بن احمد ، مشهور به ابن شاهين ( م 385 ) كه حديث را در المسند الكبير آورده است .
9 - حاكم ابو عبد اللّه نيشابورى ( م 405 ) كه شرح حالش گذشت « 4 » ، در تاريخ نيشابور در شرححال عبد اللّه بن حامد فقيه واعظ ، حديث را نقل كرده است .
10 - حافظ ابن مردويه اصفهانى ( م 416 ) كه شرح حالش را در كتاب آورديم « 5 » ، در المناقب حديث را بيان كرده است و رشتهء سند را به ابو هريره مىرساند .
11 - ابو اسحاق ثعلبى ( م 427 يا 437 ) كه شرح احوالش را بيان كرديم « 6 » ، حديث را در تفسير خود و در العرائس 139 كه در قصص پيامبران است ، آورده است .
12 - فقيه ابو الحسن علّى بن حبيب بصرى بغدادى شافعى ، مشهور به ماوردى ( م 450 ) حديث را به عنوان يكى از نشانههاى نبوّت شمرده و از طريق اسماء آن را روايت كرده است . « 7 »
13 - حافظ ابو بكر بيهقى ( م 458 ) كه شرح حالش در متن همين كتاب بيان شده « 8 » ، در
هامش
( 1 ) . مشكل الآثار : 2 / 11 .
( 2 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 161 .
( 3 ) . همان : 1 / 105 .
( 4 ) . همان : 1 / 107 .
( 5 ) . همان : 1 / 108 .
( 6 ) . همان : 1 / 109 .
( 7 ) . اعلام النبوة 79 .
( 8 ) . رك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 1 / 110 .