تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
بازگشته ، فرقى نيست . ( 5 / 3 ) و در جاى ديگر نيز مىگويد : كمترين غلوّ رافضيان اين است كه مىگويند خورشيد دو بار براى على بن ابى طالب بازگشته است . ( 2 / 78 ) پاسخ : ممكن است كه خواننده با درشتخوييهاى اين مرد ، گمان كند كه عقيدهء به بازگشت خورشيد به خاطر على بن ابى طالب ، تنها از خصوصيّات شيعه است و اعتقاد به چنين امرى سخنى زننده و بىدليل است كه اسلام باوردارندهء آن را قدر و حرمتى نمىنهد و يا او را شايستهء دشنام و نسبتهاى زشت مىداند . بىگمان اين بدگوييها و حملات ناجوانمردانه ، همه عارى از حقيقت ، خالى از صحّت ، و دور از سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . هرچند ادب و تربيت تشيّع ما را از بدگويى و مقابلهء به مثل بازمىدارد ، ولى به ما اين حقّ را مىدهد تا در برابر خواننده حقيقت را مجسّم سازيم و او را به حقّ مطلب و راويان حديث و معتقدانش آگاه سازيم ، تا در برابر چشم خود ، بىآبرويى ، پررويى ، بىآزرمى و تجرّى بر دروغ را ببيند . ما مىگوييم : حديث ردّ الشّمس را گروهى از حافظان موثّق به اسناد فراوانى نقل كرده‌اند كه گروهى از كارشناسان حديث پاره‌اى از آن اسناد را حديث صحيح ، تلقّى مىكنند و پاره‌اى ديگر آن را حديث حسن ، تعبير كرده‌اند و كسانى كه بر آن ايراد گرفته‌اند و اسنادش را ضعيف مىدانند ، سخت به انكار و مخالفت برخاسته‌اند . اين منكران صحّت حديث عبارتند از : ابن حزم ، ابن جوزى ، ابن تيميه و ابن كثير . در همين خلال عدّه‌اى از بزرگان بروز و ظهور كردند كه انكار اين فضيلت نبوى و كرامت علوى كه از نظر روايات امرى قطعى است ، بر آنها گران آمد و تأليف خود را بدان اختصاص دادند تا در آن اسناد و طرق حديث ردّ الشّمس را به تفصيلى ذكر كنند .

كتابهايى دربارهء ردّ الشّمس

1 - ابو بكر ورّاق كتابى دارد به نام من روى ردّ الشّمس كه ابن شهرآشوب از آن ياد كرده