تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
خواهر قلمداد كرد ، « 1 » و على عليه السّلام را پيامبر صلّى اللّه عليه و آله براى خودش ذخيره كرد ، در حالى كه مىگفت : سوگند به خدايى كه مرا به حقّ فرستاده ، برادرى ترا به تأخير نينداختم مگر براى خودم ؛ تو برادر منى و وارث علم من ، تو برادر منى و رفيق من ، تو برادر منى در دنيا و آخرت . من هيچ‌كدام از اين سخنان را نمىگويم ، ولى مىگويم شگفتا از سبكسرى و جهالت كه به انسان اجازه مىدهد كه بگويد : غير از حديثى كه من صحيح مىپندارم ، حديث ديگرى صحيح نيست ، در حالى كه او مفاد حديثش را يا نمىداند يا مىداند و دوست مىدارد مسلمانان را دانسته به جهالت بكشاند و حديثى را كه همهء امّت اسلامى يكزبان آن را پذيرفته‌اند و در صحاح و مسانيدشان آورده‌اند ، خدشه‌دار و تخطئه كند . آيا فريفتگى به چيزى اين‌طور آدمى را كور و كر مىكند ؟ آيا آدمى اين‌چنين ستمگر و نادان آفريده شده است ؟ برادرى به معنى خاصّ كه براى امير المؤمنين عليه السّلام ثابت است ، يكى از امتيازات و افتخارات اوست و هركس بعد از او آن را ادّعا كند ، بر طبق حديث صحيح كه ذيلا متعرّض آن مىشويم ، كذّاب خواهد بود و اين برادرى بين ياران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، براى على عليه السّلام همانند لقبى معروف بود كه در هرمحفلى از آن ياد مىشد و گفتگوهاى اصحاب بدان فضيلت مشحون است و بارها بدان استدلال كرده و در اشعار معروفشان آن را گنجانيده‌اند . اگر بخواهيم پراكنده‌هاى اين موضوع را در يك‌جا گرد آوريم ، خود كتابى بزرگ خواهد شد و ما گزيدهء آن را در اينجا ايراد مىكنيم .
هامش
( 1 ) . سيرة ابن هشام ؛ تاريخ ابن عساكر : 6 / 90 ، 200 ؛ اسد الغابة : 2 / 221 ؛ مطالب السئول 18 ؛ ارشاد السّارى ، قسطلانى : 6 / 227 ؛ شرح المواهب : 1 / 373 .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 161 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى