را آسيا كرد و به تعداد روزهداران پنج قرص نان طبخ نموده ، هنگام افطار در مقابل آنان نهاد تا افطار كنند ، ناگاه سائلى بر در خانه ايستاده و گفت :
درود بر شما اى خاندان محمّد ، بينوايى از بينوايان مسلمانم ، مرا اطعام كنيد ؛ خداوند شما را از غذاهاى بهشتى اطعام كند .
در اين موقع همگى نانهاى خود را به او دادند و چيزى جز آب ننوشيدند ، شب را روزهدار به صبح رساندند . وقتى كه روز دوم را به آخر رساندند ، نانها را در برابر خود نهاده بودند كه يتيمى بر در خانه ايستاد ، باز او را بر خود مقدّم داشتند و روز سوم اسيرى بر آنها وارد شد و همانند روزهاى قبل با او نيز رفتار كردند . چون صبح روز چهارم فرارسيد ، على ، رضى اللّه عنه ، دست حسن و حسين را گرفت و با هم به خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله رفتند . وقتى پيامبر آنها را ديد كه همانند جوجههاى از تخم بيرون آمده ، از شدت گرسنگى به خود مىلرزيدند ، گفت :
چقدر سخت و ناراحتكننده است كه شما را بدين حالت بنگرم ؟
آنگاه برخاست و با آنها بيرون رفت ؛ فاطمه را در محراب عبادتش ديد ، شكم بر پشت چسبيده و حدقهها در گودى چشم فرورفته ، اين منظره بر او بسيار ناگوار آمد . ناگاه جبرئيل فرودآمده ، گفت : بگير اين را اى محمّد ! ترا از ناحيهء اهل بيت گوارا باد ! پس سوره را بر او فروخواند .
اين تعبير گروهى از بزرگان نامبرده بود ، و تعبيرهاى ديگرى در اين حديث رسيده كه از ايراد آنها صرفنظر مىكنيم .
9 - مىگويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اگر من كسى را به دوستى خود مىگرفتم ، در دوستى خود ابو بكر را برمىگزيدم ، چه او برادر من و مصاحب من است . اين مطلبى است كه جز آن درست نيست . امّا برادرى على ، جز با سهل بن حنيف ، با دگر كس صحيح نيست .
پاسخ : من نمىخواهم دربارهء حديثى كه عقيده به صحّتش دارد ، ايرادات خود را مطرح سازم ، يا در صدور آن مناقشه كنم ، و يا ايرادى را كه عمر بن الخطّاب به حديث « كتف و دوات » وارد ساخت ، بياورم ، زيرا كه هردو حديث بر طبق گواه صحيحين در
الغدير ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص١٥٩