تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
حديث ، گويد : امام ابو الحسن على بن احمد واحدى و ديگر ائمّهء تفسير ، اين حديث را روايت كرده‌اند ، آنگاه گفته است : چه عبادتى از اين بهتر و چه منقبت و فضيلتى بالاتر از اطعام طعام ، با نياز شديد نسبت به آن ، مىتوان يافت و هرگاه چنين نبود ، اين داستان تا اين درجه عظمت پيدا نمىكرد و ارزشش بالا نمىگرفت و خداى بزرگ دربارهء آن به رسولش آيات قرآن فرونمىفرستاد . اين شعر نيز از اوست : - آنان براى كسى كه بدانها متوسّل شود ، دستاويزهاى محكم هستند كه مناقبشان از راه وحى و الهام رسيده است . - مناقب و فضايلى كه در سورهء شورى ، هل أتى و احزاب آمده و تلاوت‌كنندگان قرآن آنها را مىشناسند . - آنان اهل بيت مصطفايند و دوستى آنها به حكم الهى در منشور قرآن الزامى است . « 1 » 16 - ابو المظفّر سبط ابن جوزى حنفى ( م 654 ) در تذكرهء خود از طريق بغوى و ثعلبى آن را نقل كرده ، و بر جدّش ابن جوزى كه آن را در رديف حديثهاى مجعول مىشمرده ، ايراد گرفته است و پس از آنكه سندش را از ضعف پيراسته است ، گويد : من از سخن جدّم دربارهء انكار اين حديث در شگفتم . همو در كتاب المنتخب گويد : اى دانشمندان علم دين ! آيا مىدانيد كه چرا على و فاطمه ايثار كردند ، و اجازه دادند آن‌دو كودك ، حسن و حسين ، با وجود گرسنگى ، ايثار كنند ؟ آيا رمز اين مطلب بر آنان پوشيده بود ؟ اين كار نسبت به آن‌دو كودك دليلى نداشت مگر كه قبلا نيروى شكيب آنها را آزموده باشند ، و گرنه شاخسارهاى درخت رحمت الهى و پاره‌هاى تن فاطمه و جوجه اردكهاى شناور را اين‌چنين آزرده نمىساختند . « 2 » 17 - عزّ الدّين عبد الحميد ، مشهور به ابن ابى الحديد معتزلى ( م 655 ) در شرح نهج البلاغة : 3 / 257 . 18 - حافظ ابو عبد اللّه كنجى شافعى ( م 658 ) در الكفاية 201 . وى پس از ذكر حديث گويد : حافظ ابو عبد اللّه حميدى در فوائد چنين روايت كرده و ابن جرير طبرى در سبب
هامش
( 1 ) . مطالب السئول 8 . ( 2 ) . در نسخهء متن تصحيفى رخ داده است .