تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 526

مساهمون:

ص٥٢٦
- در جايى فرود آمدم كه برق از آنجا نمىگذرد و دست خيال از حريمش كوتاه است . ابن معتز گفته است : دعبل از قم عبور كرد و در نزد شيعيان آنجا ماند و آنها سالانه پانصد هزار درهم برايش تقسيط كردند . « 1 » بحث در گزارش زندگى اين شاعر چهار ناحيه دارد : 1 - فداكارى او در مهر خاندان عصمت عليهم السّلام . 2 - نبوغ او در شعر و ادب و تاريخ و تاليفاتش . 3 - روايت حديث و راويان حديث از سوى او و كسانى كه دعبل از جانب آنان به نقل حديث پرداخته است . 4 - رفتارش با خلفا و پس از آن شوخ‌طبعىها و نوادر كارهايش و آنگاه ولادت و وفاتش . امّا از جهت نخستين ، حال او در اين فداكارى به اندازه‌اى روشن است كه ما را از هر گونه استدلال بىنياز مىكند . چه مىتوان گفت درباره مردى كه از خود او مىشنيدند كه مىگفت : 50 سال است كه چوبهء دار خود را بر دوش مىكشم و كسى را نمىيابم كه مرا بر آن به دار كشد . به محمّد بن عبد الملك زيّات وزير گفتند : چرا آن چكامهء دعبل را كه در آن به هجوت پرداخته است پاسخ نمىگويى ؟ گفت : سى سال است كه دعبل چوبهء دار خود را به دوش دارد و بىباكانه در جستجوى كسى است كه وى را بر آن كشد . « 2 » همهء اينها ، از جهت كينه‌توزىها و درگيرىها و جانبدارى و پيكارجويىهايى بود كه وى در دفاع از خاندان پاك پيغمبر و نشان دادن محبت خود به آنها و بدگويى از دشمنانشان بر عهده داشت و همين امور قرار از او گرفته و پناهگاهى برايش باقى نگذاشته بودند و حتى سايبانى كه در سايه آن بياسايد نداشت و پيوسته دور از خلفاى وقت و مخالفان دودمان پاك پيغمبر رهسپار بيابان‌ها بود . با اين وصف قصايد ساير او زبانزد بزرگان و زيور دهان گويندگان و شادىبخش دوستان و مايهء اندوه دشمنان و انگيزندهء كينه و حسد كينه‌توزان و حسودان گرديد و بالاخره هم او را به همين نام كشتند .
هامش
( 1 ) . طبقات 125 . ( 2 ) . طبقات الشعراء ابن معتز 125 .