نيكمردانند .
- پروردگارا ! بر بينايى و باور من بيفزا و محبت ايشان را در گروه حسنات من افزون كن .
- جانم فداى پير و جوانتان باد كه شما آزادكنندگان بندگان و دهندگان ديهء آنهاييد .
- من به مهر شما ، دوران را دوست مىدارم و دست از دودمان و دختران خود برمىدارم و محبت خود را از بيم دشمن بدسگال و ناسازگار پوشيده مىدارم ،
- و اينك كه سختىهاى زمانه سراسر زندگيم را احاطه كرده است ، به امان و آسايش آخرت دل مىبندم .
- نمىبينى كه سى سال است كه شب و روز زندگى خويش را پيوسته به حسرت گذرانده ،
- و خود ديدهام كه دارايى دودمان رسول در ميان ديگران پخش شده و دست خودشان از سهامشان تهى مانده ،
- خاندان پيغمبر لاغراندام و تبار زياد گردنكلفت شده ، دختران زياد پردهنشين و آل رسول اسير بيابان گرديدهاند .
- چون از اين خاندان يكى كشته مىشد ، دستى كه اينان به انتقام مىگشودند از ظلم و ستم بسته بود .
- و من اگر به آنچه امروز و فردا واقع مىشود اميد نمىداشتم ، دل از حسرت آل رسول در سينهام مىطپيد .
- آرى ، اميد من به خروج امامى است كه ناگزير ظهور و بنام خدا و همراه با انواع بركتها قيام مىكند ،
- و حق و باطل را از هم جدا نموده به نعمت و نقمت پاداش و كيفر مىدهد .
- پس من دست جان را از جدال با دشمن كوتاه مىكنم . چه اشك ريزانم مرا بس .
- اى نفس ! شاد و خرّم باش كه آنچه آمدنى است ، چندان دور نيست .
- و اگر خداوند روزگار مرا به آن دولت نزديك و عمرم را دراز كند ،
- دل خود را خنك و بار غم جان را سبك و تيغ و تيرم را به خون دشمن سيراب خواهم
الغدير ( فارسى ) — صفحة 508
مساهمون: الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)
ص٥٠٨