تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
- همان خاندانى كه چون به ياد كشتگان بدر و خيبر و حنين مىافتادند ، مىگريستند . - قبر برخى از آنها به كوفه و گور گروهى ديگر در مدينه و مزار آن ديگرى در فخ است . درود من نثار همه‌شان باد . - قبرى هم در بغداد است كه از آن جان پاك و پيراستهء موسى بن جعفر عليهما السّلام است و در غرفات بهشت غرق در درياى رحمت خداى رحمان مىباشد . - امّا نفوسى كه دعوت آنان تا دامنهء حشر كه خداوند امام قائم را برمىانگيزد ، - و به بركت وجود وى غم و اندوه‌ها را مىزدايد ، مسموع نيفتاد و من نيز به كنه صفات آنان نمىرسم ، - جان‌هاى پاك شهيدانى است كه آرامگاهشان در دشت كربلا و به نزديك شط فرات در ميان دو نهر است . - حوادث روزگار اينها را پراكنده كرد ، ولى چنان كه مىبينى بارگاه‌هايى پربركت دارند . - الّا آنكه مزار برخى از آنان در مدينه و در طول روزگاران غريب و بىآرايش مانده است . - اينان كم‌زائرند و زيارت‌كنندگانى جز كفتاران و عقابان و هماها ندارند . - آرى ، دودمان رسول را هرروز آرامگاه‌ها و گورهايى جدا از هم و پراكنده است ، - حال آنكه بسيارى از آنان در حجاز و در بين مردم آن دلاورانى برگزيده از ميان اشراف بودند ، - كه سختىهاى زمانه راهى به ساحتشان نداشت و شعله‌هاى فروزان جنگ دامنشان را نمىگرفت . - چون به قلب سپاهى مىزدند آتش نبرد و مرگ را به سر نيزه مىافروختند و در روز سرافرازى به محمّد صلّى اللّه عليه و آله و جبريل و قرآن و سوره‌هاى آن مىباليدند . - اى سرزنشگر ! دست از ملامت من در محبت دودمان پيغمبر بردار چه ايشان پيوسته دوست و نقطهء اتّكاء منند . - و من آنها را به راهنمايى كار خود انتخاب كرده‌ام زيرا آنها به هرحال بهترين