اذا وترو امدوا الى و اتريهم * اكفّا عن الاوتار منقبضات
فلو لا الذى ارجوه في يوم اوغد * تقطع نفسى إثرهم حسرات
مأمون به قدرى گريست كه ريشش تر شد و اشك بر سينهاش فرو ريخت .
از آن پس دعبل اوّلين كسى بود كه بر وى داخل مىشد و آخرين كس بود كه از نزدش بيرون مىرفت . « 1 »
4 - ياقوت حموى گفته است : چكامهء تائيهاى كه دعبل دربارهء دودمان پيغمبر سروده است ، از بهترين نوع شعر و بلندترين نمونهء مدايح است كه آن را براى على بن موسى الرضا در خراسان سرود « 2 » ( آنگاه حديث جامه و داستان مذكور آن را ) ياد كرده و گفته است : مىگويند وى اين چكامه را در جامهاى نوشت و در آن احرام كرد و وصيت نمود كه در كفنش باشد و دستنويسهاى اين قصيده گوناگون است كه در برخى از آنها فزونىهايى است كه گمان مىكنم ساختگى باشد « 3 » و گروهى از شيعيان بر آن افزوده باشند و ما آن ابياتى را مىآوريم كه صحيح است :
- آموزشگاههاى آيات قرآن از تلاوت آن تهى شد و سراهاى نبوّت و وحى به ويرانى گراييد .
- خاندان رسول خدا را در خيف منى و به ركن و عرفات و در صفا و مروه منزلها بود .
- خانههايى كه تعلّق به على و جعفر و حمزه و سجاد ذو ثفنات داشت .
- سراهايى كه ويران از بارانهاى بسيار رحمت است نه از گذشت روزگاران .
- بايستيد تا از خانههاى بىخداوند بپرسيم ، چندگاه است كه روزگار نمازها و روزههاشان به سر آمده است ؟
- و آنها كه غربت و دورى از وطن پراكندهشان كرد ، كجا رفتند ؟
- همانهايى كه به گاه نسبت ، ميراثخوار پيغمبر و سروران و ياوران خلق بودند .
- و ديگران دروغپردازان و كينهتوزان وجودانى خونخوار ، بيش نبودند .
هامش
( 1 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 5 / 234 .
( 2 ) . معجم الادباء : 4 / 196 .
( 3 ) . در آخر بخش « پيرامون شعر » خواهد آمد كه اين گمان گناه است و راهى به حق و حقيقت ندارد .