تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 506

مساهمون:

ص٥٠٦
اذا وترو امدوا الى و اتريهم * اكفّا عن الاوتار منقبضات فلو لا الذى ارجوه في يوم اوغد * تقطع نفسى إثرهم حسرات
مأمون به قدرى گريست كه ريشش تر شد و اشك بر سينه‌اش فرو ريخت . از آن پس دعبل اوّلين كسى بود كه بر وى داخل مىشد و آخرين كس بود كه از نزدش بيرون مىرفت . « 1 » 4 - ياقوت حموى گفته است : چكامهء تائيه‌اى كه دعبل دربارهء دودمان پيغمبر سروده است ، از بهترين نوع شعر و بلندترين نمونهء مدايح است كه آن را براى على بن موسى الرضا در خراسان سرود « 2 » ( آنگاه حديث جامه و داستان مذكور آن را ) ياد كرده و گفته است : مىگويند وى اين چكامه را در جامه‌اى نوشت و در آن احرام كرد و وصيت نمود كه در كفنش باشد و دست‌نويس‌هاى اين قصيده گوناگون است كه در برخى از آنها فزونىهايى است كه گمان مىكنم ساختگى باشد « 3 » و گروهى از شيعيان بر آن افزوده باشند و ما آن ابياتى را مىآوريم كه صحيح است : - آموزشگاه‌هاى آيات قرآن از تلاوت آن تهى شد و سراهاى نبوّت و وحى به ويرانى گراييد . - خاندان رسول خدا را در خيف منى و به ركن و عرفات و در صفا و مروه منزل‌ها بود . - خانه‌هايى كه تعلّق به على و جعفر و حمزه و سجاد ذو ثفنات داشت . - سراهايى كه ويران از باران‌هاى بسيار رحمت است نه از گذشت روزگاران . - بايستيد تا از خانه‌هاى بىخداوند بپرسيم ، چندگاه است كه روزگار نمازها و روزه‌هاشان به سر آمده است ؟ - و آنها كه غربت و دورى از وطن پراكنده‌شان كرد ، كجا رفتند ؟ - همان‌هايى كه به گاه نسبت ، ميراث‌خوار پيغمبر و سروران و ياوران خلق بودند . - و ديگران دروغ‌پردازان و كينه‌توزان وجودانى خونخوار ، بيش نبودند .
هامش
( 1 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 5 / 234 . ( 2 ) . معجم الادباء : 4 / 196 . ( 3 ) . در آخر بخش « پيرامون شعر » خواهد آمد كه اين گمان گناه است و راهى به حق و حقيقت ندارد .
الغدير ( فارسى ) — صفحة 506 | الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني) / واحدى