تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
كرد . - راستى كه هدايت اين دشمنان به كندن آفتاب از جا و به شنوانيدن سخن به سنگ سخت مىماند . - برخى از اينان حق را مىشناسند و از آن سود نمىبرند و برخى ديگر هوسباز و شبهه انگيزند . - مرا از ايشان بس كه دارم از غصّه‌اى گلوگير كه بالا و پائينش نتوانم برد ، - مىميرم و سينه‌ام از بار گران اندوه به تنگ آمده و مالامال درد است . 5 - شيخ الاسلام ابو اسحاق حمويى كه شرح حالش گذشت ، « 1 » از احمد بن زياد و او از قول دعبل خزاعى آورده است كه گفت :
مدارس آيات خلت من تلاوة * و منزل وحي مقفر العرصات
را براى سرورم على بن موسى الرضا عليهما السّلام خواندم ، به من فرمود : آيا دو بيت به قصيده‌ات نيفزايم ؟ گفتم : چرا ، اى فرزند رسول خدا ! فرمود :
و قبر بطوس يا لها من مصيبة * الحّت بها الاحشاء بالزفرات الى الحشر حتى يبعث اللّه قائما * يفرج عنا الهمّ و الكربات « 2 »
دعبل گفت : سپس من باقى قصيده را خواندم تا به اين سرودهء خود رسيدم :
خروج امام لا محالة خارج * يقوم على اسم اللّه و البركات
امام رضا عليه السّلام به سختى گريست و پس از آن فرمود : اى دعبل ، روح القدس به زبانت سخن رانده است ، آيا اين امام را مىشناسى ؟ گفتم نه ! ولى شنيده‌ام امامى از خاندان شما خروج مىكند و زمين را از عدل و داد پر مىكند . فرمود : امام بعد از من ، پسرم محمّد است و پس از او فرزندش على و بعد از وى پسرش حسن و پس از حسن فرزندش حجت قائم و او است ( امامى ) كه در غيبتش منتظر و در ظهورش مطاع است . پس پر مىكند زمين را از عدل و داد آن‌چنانكه از جور و ستم پر
هامش
( 1 ) . ر ك : الغدير : ( متن عربى / چ 2 ) : 1 / 123 . ( 2 ) . امام عليه السّلام اين دو بيت را پس از بيت و قبر به بغداد لنفس زكية تضمنها الرحمن فى الغرفات افزوده‌اند .