تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
گفت : تو پس از من امير شعرايى . شاعر گفت : اين سخن را از تمام چيزهايى كه به آن دست يافته‌ام ، بيشتر دوست دارم . ابن معتز گفته است : تمام اشعار ابو تمام نيكو است و نيز آورده است كه شاعر توجهى تمام به شعر صريع الغوانى مسلم بن وليد و ابو نواس داشته است . و در گفتارى كه ابن عساكر از عمارة بن عقيل بازگو كرده ، چنين آمده كه چون « عماره » اين سروده شاعر را شنيد ،
و طول مقام المرء بالحى مخلق * لديباجتيه فاغترب تتجدد فانى رايت الشمس زيدت محبّة * الى الناس ان ليست عليهم بسرمد
- ماندن بسيار انسان در قبيله ، از ارزش وى مىكاهد ، پس به غربت گراى تا تازه بمانى . - چه خود ديده‌ام كه مهر آفتاب از آن جهت در نزد مردم فزونى يافته است ، كه هميشه بر آنها نمىتابد . گفت : اگر شعر به خوبى لفظ و نيكويى معنى و پاكيزگى مضمون و استوارى كلام است ، شعر ابى تمام است و وى از همه شاعرتر است . و اگر به غير اينها است پس من نمىدانم . « 1 » در زبان ابى تمام نوعى گرفتگى و لكنت بود كه ابن معدل يا ابو العميثل در اين باره شعرى اين‌چنين سروده‌اند :
يا نبى اللّه فى الشعر و يا عيسى بن مريم * انت من اشعر خلق اللّه ما لم تتكلم
- اى پيغمبر شعر و اى عيسى بن مريم ! تو تا سخن نگفته‌اى شاعرترين مردمى . ابى تمام خلفا و امرا را ستايش كرده و به خوبى از عهدهء اين كار برآمده است و از قول صهيب ابن ابى صحباء شاعر و عطاف بن هارون و كرامة بن ابان عدوى و ابى عبد الرحمن اموى و سلامة بن جابر نهدى و محمّد بن خالد شيبانى به نقل شعر پرداخته و راويان او عبارتند از خالد بن شريد شاعر و وليد بن عباده بحترى و محمّد بن ابراهيم بن عتاب و عبدوى بغدادى . « 2 » آورده‌اند كه چون ابو تمام ، محمّد بن عبد الملك زيّات را به قصيده‌اى كه در آن
هامش
( 1 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 4 / 22 . ( 2 ) . تاريخ ، ابن عساكر : 4 / 18 .