آيا به آن آگاهى داريد ؟ راستى آيا مصدر اين فتواى مجرّد را از اين مرد نخواهند پرسيد ؟
آيا نام چنين نبردى در كتابهاى سيرهء نبوى هست ؟ و آيا از ائمهء تاريخ كسى به همچو غزوهاى تصريحى كرده است ؟ از اينها گذشته آيا داستانسرايى آن را به رشتهء قصه كشيده و شاعرى يافت مىشود كه تصويرى خيالى از آن پرداخته باشد . آيا كسى از اين نويسنده نمىپرسد كه اين غزوه از كجا بر غزوات محدود پيغمبر كه كم و كيف آن معلوم و شؤون و انواع آن مدوّن است و نامى از نبرد غدير در آن نيست ، افزوده شده و همچو جنگى كه در آن على و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به يارى و ياورى يكديگر پرداخته و به پندار نويسنده از هم دفاع كردهاند ، بر عدد ثابت آن اضافه گرديده است . يقين است كه نويسنده را از پاسخ اين پرسشها ناتوان مىبينى ، ليكن به جهاتى او را خوش آمده است كه حقيقت غدير را به دامان امانت ! بپوشاند و بپندارد كه بر اين تعليق جز گروهى آگاهى نمىيابند و يا جستجوگران به بزرگوارى از آن درمىگذرند . امّا نگهبانى يك حقيقت دينى از نگهدارى اعتبار چنين نويسندهاى كه بىپروا مىنويسد و دروغ را حقيقت ثابت مىداند ، بالاتر است .
آرى ، در جاهليّت روزى هست كه در آن دريد بن صمّه - وى پس از فتح مكه در حال كفر كشته شد - بر قوم غطفان به نام خونخواهى شوريد و قبايل آنها را يكىيكى گرديد و از بنى عبس ساعدة بن مرّ را كشت و ذؤاب بن اسماء جشمى را اسير كرد . بنو جشم حاضر شدند فديه دهند ، دريد نپذيرفت و وى را به وسيله برادرش عبد اللّه كشت و گروهى از بنى مرّه و بنى ثعلبه و قبيلههاى غطفان را به مصيبت نشاند . در اغانى گفته است : و اين نبرد در روز غدير بود و شعرى هم در اينباره از دريد ياد كرده است . « 1 »
نيز در عقد الفريد يكى از نبردهاى جاهليت را جنگ روز غدير قلياد شمرده و گفته است ابو عبيده گفت : قبيلهها با هم سازش كردند ، ولى بنى ثعلبه بن سعد ، صلح را نپذيرفتند و گفتند : ما راضى نخواهيم شد مگر آنگاه كه يا ديهء كشتگان ما را بپردازند يا
هامش
( 1 ) . الاغانى : 9 / 6 .