تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
نداشتيد ؟ - دندان را بر هم فشرديد و ننگ كار را پوشانديد ، كجا پنهان مىماند رازى كه برملا شد . - با فرزندان پيغمبر و دودمان او كارهايى كرديد كه كمترين آن خيانت و غدر بود . - پيش از آن بر سر جانشين او چنان مصيبت سختى آورديد كه اندازه نداشت با او از در جنگ‌هاى نو و كهنه‌اى درآمديد كه پيش از اين ، اين گونه نبردها سابقه نداشت . - على به گاه سرافرازى برادر و داماد پيغمبر است . برادر و دامادى كه مانند ندارد . - پشت پيغمبر ( محمّد صلّى اللّه عليه و آله ) به او گرم بود همان‌طور كه پشت‌گرمى موسى به هارون بود . - او هميشه تاريكى سختىها را با روشنى فتح و پيروزى كه از رويش نمايان بود مىزدود . - وى شمشير برّان خدا و رسولش در هرجنگى بود ، شمشيرى كه فرسودگى و كندى نداشت . - كدام دست بدى بود كه نبريد ؟ و كدام روى گمراهى بود كه بر آن داغ ننگ ننهاد ؟ - او مرد ، در حالى كه دينداران را به سرسختيش آرامش و بىدينان را ترس و بيم بود . - با دلاورى ، مرزهاى مخوف را از شكستن نگه مىداشت و از سرزمين دشمن مرز مىساخت . - در احد و بدر آنگاه كه اين نبردگاه‌ها از پياده و سواره موج مىزد ، - و نيز در روز جنگ حنين و نضير و خيبر و خندق آنگاه كه عمرو به ميدانش تاخت ، - چنان به شمشيرها و نيزه‌هاى خونين براى مرگ سرخ به‌پا خاست كه آن را از ميان برداشت . - نبردگاه‌هايى كه فقط خدا غمگسار و گشايشگر كار آميخته به سختى و دشوارى آن بود . - و در روز غدير ، به چاشتگاه در بيابانى كه در آن پرده و پوششى نبود ، حق بر اهلش آشكار شد . - پيغمبر خدا به‌پا خاست و مردم را به حق فراخواند تا نيكى به حريم آنان نزديك و زشتى از پيرامونشان دور شود . - بازوان على را گرفت و اعلام كرد كه او سرور و سرپرست شما است . آيا مىدانيد ؟