تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 478

مساهمون:

ص٤٧٨
- پيغمبر روز و شب خود را به اين بيان با مردمى كه بام و شامشان به گمرهى و نادانى مىگذشت ، گذراند . - تا حق بر آنها نمودار شد و آنها نيز آشكارا اين حق را ربودند . - پس از اين جريان آيا بهرهء على را به روز شهادت از دم شمشيرى بايد داد ، - كه در كف مرد تيره‌روزى بود كه گناهانش وى را به چراگاه گمراهى و شومى مىفرستاد .

پيرامون شعر

من براى هيچ انديشمندى راه گريزى از شناخت روز غدير نمىبينم به خصوص اگر كتب حديث و سيره و آثار مدون تاريخى و ادبى را پيش روى داشته باشد ، چه هريك از اين آثار نمايشگر و نشان‌دهندهء غديرند و حقيقت آن روز را در دست خواننده مىنهند و هيچ دل و دماغ و پهلويى را از آن فارغ و منصرف و تهى نمىگذارند و خواننده چنان با خبر غدير روبرو مىشود كه گويى اين داستان پس از گذشت اين همه روزگاران از نزديك به وى ديده مىدوزد و حقيقت خويش را به مردم مىنمايد . پس از اين مقدمه با من بيا و از دكتر ملحم ابراهيم اسود ، شارح ديوان شاعر ما ابى تمام شگفتىها كن ! چه وى در شرح اين سرودهء شاعر : و يوم الغدير استوضح الحق اهله ، مىگويد : روز غدير روز رويداد نبرد معروفى است و آنگاه در شرح اين بيت : يمد بضبعيه و يعلم انه . . . گفتارى دارد كه چنين مىنمايد : آن نبرد از پيكارهاى پيغمبر بوده است ، در كتابش گفته است : يمد بضبعيه يعنى يارى و ياورى مىكند او را و ضمير « هاء » به امام على برمىگردد و معنى جمله اين است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على را نصرت مىكرد و مىدانست كه او ولى است تنها بازوگير و ياور پيغمبر در غدير على بود ، پيغمبر نيز على را يارى و نصرت مىكرد . چه مىدانست كه وى ولىّ امتش و خليفهء پس از او خواهد بود . اين است حقيقت