پس من محمودم و اين محمد است ، و من عالىام و اين على است ، و من فاطرم و اين فاطمه است ، و من احسانم و اين حسن است ، و من محسنم و اين حسين است . به عزت خود سوگند مىخورم كه هيچكس به سوى من نمىآيد ، كه به اندازهء خردلى كينهء ايشان در دل داشته باشد ، مگر آنكه وى را به دوزخ مىاندازم و باك ندارم . اى آدم ! اينان برگزيدهء منند ، به آنها نجات مىبخشم و به آنها هلاك مىكنم و چون ترا نيازى باشد به آنان متوسل شو . پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : ما كشتى نجاتيم كه هركس به آن پيوست ، نجات يافت و هركس روى گرداند ، نابود شد ، پس هركس را نيازى به خداوند باشد ، او را به ما اهل بيت بخواند .
اين روايت را شيخ الاسلام حمّويى در باب اوّل فرائد السمطين و خطيب خوارزمى نيز قريب همين مضمون آوردهاند « 1 » و حديث سفينه را هم حاكم با قيد صحت از ابى ذر روايت كرده « 2 » و عبارت آن چنين است : مثل اهل بيتى فيكم مثل سفينة نوح من ركبها نجا و من تخلّف عنها غرق .
خطيب از انس « 3 » ، و بزّار از ابن عبّاس و ابن زبير ، و ابن جرير و طبرانى از ابى ذر و ابى سعيد خدرى ، و ابو نعيم و ابن عبد البر و محب الدين طبرى و گروه بسيار ديگرى ، اين روايت را آوردهاند . و امام شافعى در اشعار زير كه از او نقل شده است به همين حديث اشارت دارد : « 4 »
- چون ديدم كه مذاهب مردم آنان را به درياهاى گمراهى و نادانى مىكشد ،
- به نام خدا بر كشتىهاى نجاتى كه خاندان خاتم پيامبران محمّد مصطفى است ، سوار شدم .
- و به ريسمان محكم خدا كه ولاء آنان است و ما مأمور به چنگ زدن به آنيم ، چسبيدم .
شعر عبدى :
لا يقبل اللّه لعبد عملا * حتّى يواليهم باخلاص الولا
هامش
( 1 ) . المناقب 252 .
( 2 ) . المستدرك ، حاكم : 3 / 151 .
( 3 ) . تاريخ ، خطيب : 12 / 91 .
( 4 ) . رشقة الصادى 24 .