است و من گواهى مىدهم كه از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود : براستى كه اگر آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه را در كفهاى بگذارند و ايمان ( على عليه السّلام ) را در كفه ديگر ، ايمان على بن ابى طالب مىچربد .
و در عبارت زمخشرى چنين است كه آن دو مرد گفتند : ما به نزد تو كه خليفهاى آمديم و مقالهاى در طلاق پرسيديم تو به سوى اين مرد آمده و از او پرسيدى ، به خدا ديگر با تو سخن نخواهيم گفت ، عمر به آنان گفت : واى بر شما ! آيا مىدانيد اين كيست تا آخر حديث .
اين حديث را گنجى به نقل از حافظ دار قطنى و حافظ ابن عساكر آورده و گفته است :
اين حديث ، حسن و ثابت است « 1 » و خطيب الحرمين خوارزمى نيز از طريق زمخشرى « 2 » و سيّد على همدانى در المودة القربى اين خبر را آوردهاند . محب الدين طبرى نيز حديث ميزان را از عمر آورده « 3 » ، و صفورى هم آن را روايت كرده است . « 4 »
عبدى گويد :
و قد روى عكرمة في خبر * ما شكّ فيه أحد و لا امترا
ابو عبد اللّه ملّا در كتاب سيره خود از ابن عبّاس روايت كرده است كه وى در روزگار نابينايى بر گروهى گذشت كه على را سب مىكردند ، به عصاكش خويش گفت : اينها چه مىگويند ؟ گفت : على را دشنام مىدهند . ابن عبّاس گفت : مرا به سوى آنان ببر و او برد .
ابن عبّاس روى به آنها كرد و گفت : كدامتان خداى عزّ و جلّ را سب مىكنيد ؟ گفتند :
سبحان اللّه هركس خدا را لعن كند ، شرك ورزيده است . گفت : كدام يك از شما رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را دشنام مىدهد ؟ گفتند : سبحان اللّه ، هركس پيغمبر خدا را دشنام دهد ، كافر شده است ، گفت : كدامتان به على بن ابى طالب ناسزا مىگويد ؟
گفتند : اين يكى را ما . . .
ابن عبّاس گفت : خدا را گواه مىگيرم و شهادت مىدهم كه از پيغمبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم
هامش
( 1 ) . الكفاية 129 .
( 2 ) . المناقب 78 .
( 3 ) . الرياض : 1 / 244 .
( 4 ) . نزهة المجالس : 2 / 240 .