- پروردگار ما آن آفريدگار خلق و پديدآرندهء آنان بر روى زمين ، بر آن خاندان درود فرستاد .
- و او آنان را پاكى بخشيد و از ميان مردم انتخاب و اختيارشان كرد و برگزيد .
- اگر آنها نبودند آسمان را نمىافراشت و زمين را نمىگسترد و مردم را نمىآفريد .
- خداوند عمل بنده را نمىپذيرد ، مگر آنگاه كه به اخلاص دل به مهر آنها ببندد .
- و نماز نمازگزار تمام نمىشود و دعاى دعاگو بالا نمىرود مگر به ذكر آنها .
- اگر آنها بهترين مردم روى زمين نبودند ، جبرئيل در زير كسا به ايشان نمىگفت :
- آيا من از شما نيستم ؟ و چون گفتند : چرا ، وى به آسمانها بالا رفت و بر فرشتگان سرافرازى كرد .
- اگر بندهاى با اعمال تمام بندگان نيك و پرهيزگار ، خدا را ملاقات كند ،
- و دوستدار على نباشد ، اعمالش بىاثر بوده و به صورت در شعلهء آتش فرو مىافتد .
- و جبرئيل چون فرود آمد از قول آن دو فرشتهاى كه همراه انسان و كاتب اعمالند گفت :
- هرگز از على پاكنهاد ، لغزش و خطايى نديده و ننوشتهاند .
در بيان احاديثى كه در قصايدش آمده و دانشمندان عامه آن را روايت كردهاند
عبدى گويد :
انّا روينا فى الحديث خبرا * يعرفه سائر من كان روى
حافظ دار قطنى و ابن عساكر هردو روايت كردهاند كه دو مرد به نزد عمر بن خطاب آمدند و از او دربارهء طلاق كنيز پرسيدند . عمر برخاست و با آنان به جانب انجمنى كه در مسجد تشكيل يافته و مردى بلندپيشانى در آن انجمن بود آمد و از آن مرد پرسيد : نظر تو دربارهء طلاق كنيز چيست ؟ سر بلند كرد و با انگشت سبابه و ميانه اشاره فرمود ، عمر به آن دو مرد گفت : كنيز را دو طلاق است . يكى از آن دو گفت : سبحان اللّه ! ما به نزد تو كه امير مومنانى آمديم و تو خود با ما به نزد اين مرد آمدى و از او پرسيدى و به اشارت او خرسند شدى ؟ عمر گفت : آيا مىدانيد كيست ؟ گفتند : نه ، گفت : اين على بن ابى طالب