تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
- پروردگار ما آن آفريدگار خلق و پديدآرندهء آنان بر روى زمين ، بر آن خاندان درود فرستاد . - و او آنان را پاكى بخشيد و از ميان مردم انتخاب و اختيارشان كرد و برگزيد . - اگر آنها نبودند آسمان را نمىافراشت و زمين را نمىگسترد و مردم را نمىآفريد . - خداوند عمل بنده را نمىپذيرد ، مگر آنگاه كه به اخلاص دل به مهر آنها ببندد . - و نماز نمازگزار تمام نمىشود و دعاى دعاگو بالا نمىرود مگر به ذكر آنها . - اگر آنها بهترين مردم روى زمين نبودند ، جبرئيل در زير كسا به ايشان نمىگفت : - آيا من از شما نيستم ؟ و چون گفتند : چرا ، وى به آسمان‌ها بالا رفت و بر فرشتگان سرافرازى كرد . - اگر بنده‌اى با اعمال تمام بندگان نيك و پرهيزگار ، خدا را ملاقات كند ، - و دوستدار على نباشد ، اعمالش بىاثر بوده و به صورت در شعلهء آتش فرو مىافتد . - و جبرئيل چون فرود آمد از قول آن دو فرشته‌اى كه همراه انسان و كاتب اعمالند گفت : - هرگز از على پاك‌نهاد ، لغزش و خطايى نديده و ننوشته‌اند .

در بيان احاديثى كه در قصايدش آمده و دانشمندان عامه آن را روايت كرده‌اند

عبدى گويد :
انّا روينا فى الحديث خبرا * يعرفه سائر من كان روى
حافظ دار قطنى و ابن عساكر هردو روايت كرده‌اند كه دو مرد به نزد عمر بن خطاب آمدند و از او دربارهء طلاق كنيز پرسيدند . عمر برخاست و با آنان به جانب انجمنى كه در مسجد تشكيل يافته و مردى بلندپيشانى در آن انجمن بود آمد و از آن مرد پرسيد : نظر تو دربارهء طلاق كنيز چيست ؟ سر بلند كرد و با انگشت سبابه و ميانه اشاره فرمود ، عمر به آن دو مرد گفت : كنيز را دو طلاق است . يكى از آن دو گفت : سبحان اللّه ! ما به نزد تو كه امير مومنانى آمديم و تو خود با ما به نزد اين مرد آمدى و از او پرسيدى و به اشارت او خرسند شدى ؟ عمر گفت : آيا مىدانيد كيست ؟ گفتند : نه ، گفت : اين على بن ابى طالب