عبدى هردو در انجمنى گرد آمدند و سيّد چنين سرود :
انّى ادين بما دان الوصىّ به * يوم الخريبة من قتل المحلّينا
و بالّذي دان يوم النهروان به * و شاركت كفّه كفّى بصفّينا « 1 »
- من در كشتن آنانى كه در خريبه « 2 » فرود آمدند با على وصىّ همعقيدهام .
- نيز به آيين او در روز نهروان همدست و همداستانم .
عبدى گفت : درست نگفتهاى اگر همدست باشى همانند او خواهى بود ، چنين مگو ، بلكه بگو : دست من به دنبال دست اوست . تا پيرو او باشى نه انباز او . سيّد پس از اين يادآورى مىگفت : من از همهء مردم شاعرترم ، مگر از عبدى .
و آنكه در شعر عبدى بينديشد به پايگاه بلند وى در ميان پيشتازان رجال حديث و بهرهمندان از آن ، واقف مىشود . و عبدى را در صف اول جمعآورندگان ، احاديث پراكنده و بهنظم آورندگان احاديث دشوار و روايان نوادر و ناشران طرائف آن مىبيند و به بسيارى درايت و روايت وى گواهى مىدهد . و انديشهء بلند و آزمندى بسيار او را در گسترش اخبار مأثورهء خاندان عصمت درمىيابد و همهء اين مطالب را در نمونههاى شعرى وى خواهى ديد .
ولادت و درگذشت عبدى
بر تاريخ ولادت و وفات اين شاعر وقوف نيافتم و دليلى هم كه ما را به آن نزديك كند به دست نياوردم ، مگر رواياتى كه از او به نقل از امام صادق عليه السّلام شنيدى . و اجتماع او و سيّد ( و 104 ) ( م 178 ) و نيز اجتماع او با ابى داود مسترق و ملاحظهء تاريخ ولادت و وفات ابى داود مسترق كه راوى اوست ما را متوجه مىسازد كه حيات اين شاعر تا سال وفات حميرى ادامه داشته است ، زيرا وفات ابى داود به طورى كه در فهرست نجاشى آمده است در سال 231 ه و به طورى كه در رجال كشى آمده است در 230 ه بوده و وى به نقل كشى 70 سال زندگى كرده است . پس ولادت وى بنا بر گفتهء نجاشى 161 ه و
هامش
( 1 ) . الاغانى : 7 / 22 .
( 2 ) . جايى در بصره كه جنگ جمل در آنجا رخ داد .